بر بال پرنده مىرويد ؛ و « السّقب » شتر خردسال است ، زيرا شتر بانگ در نياورد تا بالغ شود .
گوينده كلام از نادانان بود ، ولى پس از رسول خدا ، با نماى عالمان در برابر امام عليه السّلام ظاهر شد و ايشان نيز او را با بيان خود ، ادب نمود . به باور ما ، گناهى بد كيفرتر از ادعاى نابهجا وجود ندارد . براى نخستين بار ابليس با ادعاى پوچ ، لعنت جاودان را نصيب خود ساخت . اين فرد نيز براى به دست آوردن احترام ، ادعايى دروغين كرد و امام عليه السّلام با سبك داشتن و تحقير ، او را تنبيه نمود . برخى از حكيمان گفتهاند : « ادعا و لاف ، دليل سبكسرى است و دل ، تاب نگه داشتنش را ندارد . ازاينرو آن را بر زبان احمقان جارى مىكند . » « 1 »
397 - و قال عليه السلام : « من أومأ إلى متفاوت خذلته الحيل . »
ترجمه : كسى كه خواستار امور ناسازگار است ، چاره جويىها خوارش مىكنند .
شرح : « أومأ » خواست ؛ « متفاوت » امور ناسازگار . در تفسير اين سخن ، ديدگاههاى گوناگونى وجود دارد و ابن ابى الحديد ، آنها را در تفسير خود فراهم آورده است . « 2 » به باور ما برترين نظر را ميثم و محمد عبده گفتهاند . « 3 »
هامش
( 1 ) . صفوة الصّفوة ، ابن جوزى ، ج 4 ، ص 284 ؛ تاريخ دمشق ، ج 66 ، ص 162 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 20 ، ص 5 .
( 3 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ميثم ، ج 5 ، ص 440 ؛ شرح نهج البلاغه ، محمد عبده ، ج 4 ، ص 95 .