[ 383 - و قال عليه السلام : « الرّكون إلى الدّنيا مع ما تعاين منها جهل ، ]
383 - و قال عليه السلام : « الرّكون إلى الدّنيا مع ما تعاين منها جهل ، و التّقصير في حسن العمل إذا وثقت بالثّواب عليه غبن ، و الطّمانينة إلى كلّ أحد قبل الاختبار له عجز . »
ترجمه : دلبستگى به دنيا و كار براى آن با وجود ناپايدارىاش ، از نادانى و كوتاهى در كار نيكو با يقين به پاداش آن ، زيانكارى و اطمينان به هركس پيش از آزمودن او ، نشان ناتوانى است .
شرح : مراد از « الرّكون » در اينجا ، كار براى دنيا و رها كردن آخرت است . نخست اينكه : كوشيدن براى هدفى ناپايدار و فناپذير و غفلت از مقصود پايدار و هميشگى ، جز نادانى محض نيست . ثانيا : كسى كه حقيقت ياد شده را بداند و با وجود اين ، از آن فروگذارد ، زيان كرده و ثالثا : اعتماد به دوستان ظاهرى ، بدون آگاهى از چهره واقعى آنان ، نشان از نادانى و حماقت دارد . همه نكتههاى بالا ، مكرّر بيان گرديده است .
384 - و قال عليه السلام : « من هوان الدّنيا على اللّه أنّه لا يعصى إلّا فيها و لا ينال ما عنده إلّا بتركها . »
ترجمه : از خوارى دنيا نزد خدا همين بس كه جز در دنيا از او نافرمانى نكنند و [ البته ] جز با كنار نهادن سرپيچى و رها كردن گناه ، به پاداش الاهى نتوان رسيد .
شرح : « بتركها » دورى از گناه و كارهاى حرام . كفر ، الحاد ، پيمان شكنى ، دروغ ، درويى ، حسد ، كينه ، عياشى ، فساد و هر گناه ديگرى تنها در دنيا انجام مىشود و شيطان و پيروانش جز در اينجا پايگاهى ندارند و همين براى