تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
267 ] « 1 » نيز بيان شد ، ولى از آن‌جا كه در اين حكمت ، همان مفاهيم آشكارتر و روشن‌تر آمده است ، آن را - بر اساس روشى كه در آغاز كتاب يادآور شديم - دوباره آورديم . در تفسير « الكاشف » ذيل آيات رزق و نيز در همين كتاب در پى كلام و اشاره امام عليه السّلام ، درباره اين موضوع سخن گفته‌ايم . در آيه‌اى مىخوانيم : « او است كسى كه زمين را براى شما رام گردانيد ، پس در فراخناى آن رهسپار شويد و از روزى [ خدا ] بخوريد و رستاخيز به سوى او است . » « 2 » بر اساس ظاهر آيه ، روزى انسان با تلاش او در ارتباط است و ازاين‌رو بحث‌هايم را در دو كتاب ، بر همين مبنا بنيان نهادم ، تا اين‌كه در ادامه شرح ، به اين سخن امام عليه السّلام برخوردم : « روزى دو گونه است : رزقى كه تو آن را مىجويى و معاشى كه تو را مىجويد . » از نو انديشيدم و به حرف‌هاى گذشته برنگشتم . نتيجه آن بود كه به يارى خدا و بركت امام عليه السّلام ، به حقيقت دست يافتم : خداوند همه امور را از راه سبب آن پديد مىآورد و نتيجه آنها را وابسته به مقدماتشان قرار داده است . ازاين‌رو ، هرچيز انگيزه و سببى دارد ؛ چه روزى انسان و چه غير آن . چيزى كه هست ، در كارهاى بىارتباط به روزى و معاش ، دانستن اسباب كمك مىكند تا آنها را به كنترل خويش درآوريم ، ولى رزق به گونه‌اى است كه حتى آگاهى از علت ، نمىتواند به ما در تنظيم و
هامش
( 1 ) . « يا ابن آدم لا تحمل همّ يومك الّذي لم ياتك علي يومك الّذي قد أتاك فإنّه إن يك من عمرك يات اللّه فيه برزقك » ( اى فرزند آدم ! اندوه فردا را بر امروزت نيافزا ، زيرا اگر فردا از عمر تو باشد خدا روزىات را خواهد رساند ) . ( 2 ) .هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَيْهِ النُّشُورُملك / 67 : 15 .