را دوست نمىدارد . » « 1 » ازاينرو ، فرد آسوده و ثروتمند از ضربههاى زمانه و چرخش روزگار پناهى ندارد و درمانده و بلازده از گشايش و رهايى نوميد نمىشود .
درباره اين موضوع بارها سخن گفتهايم . براى نمونه نگاه كنيد به : شرح خطبههاى 132 فصل « حكمت آرزو » و 158 فصل « فلسفه خوف و رجا » .
377 - و قال عليه السلام : « البخل جامع لمساوئ العيوب و هو زمام يقاد به إلى كلّ سوء . »
ترجمه : بخل ورزيدن ، كانون تمام زشتىها و مهارى است كه انسان را به سوى هر بدى مىكشاند .
شرح : بخيل همواره در رنج است . كوشش و مالاندوزى او در دنيا ، به ديگران مىرسد و به سبب خسيس بودن سرزنش مىشود ، نه خود از دارايىاش بهره مىبرد و نه به ديگران مىدهد . در آخرت هم كيفر آتش نصيبش مىگردد . به راستى كه زشتى ، سيهروزى و مصيبتى بالاتر از اين زيان آشكار نيست . در مورد اين رذيله ، در خطبهها ، نامهها و حكمتهاى پيشين فراوان سخن گفته شد . « 2 »
هامش
( 1 ) .وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَآل عمران / 3 : 140 .
( 2 ) . بخل بر سه گونه است : در مال خود و نسبت به خويشتن ؛ در مال خود و نسبت به ديگران ؛ در مال ديگران و نسبت به خويشتن و ديگران . زشتترين حالت آن است كه از دارايى ديگرى نسبت به خود دريغ كند و كوچكترين نوع آن ، زمانى است كه از دادن مال خود به مردمان خوددارى -