( من كثرت نعم اللّه عليه كثرت حوائج النّاس إليه ) مسئوليت انسانها به اندازه توانمندى و امكانات آنها است . رهبران ، ثروتمندان و عالمان ، وظيفهاى جز وظيفه پيروان ، فقيران و جاهلان دارند . رهبر ، تلاش براى تحقق زندگى عادلانه و دلپذير را بر عهده دارد و وظيفه توانگر به كار بستن سرمايه خود در راه خدمت به حيات بشر و پيشرفت آن است . عالم نيز از كژىهاى آن دو انتقاد مىكند .
( فمن قام للّه فيها بما يجب فيها عرّضها للدّوام و البقاء . . . ) رفتار برابر و عادلانه حاكم با مردم ، سبب دوستى آنان و اطاعت از دستورهاى او مىگردد . در اين صورت ، رهبر و حاكم را چون خود و منافع خويش دانسته و از او و فرمانش پشتيبانى خواهند نمود . اين چنين حكومت ، ثابت و پابرجا مىماند . به عكس ، رفتار غير عادلانه ، مردم را منتظر فرصتى مىكند تا با شورشى ريشه حكومت را بركنند . همين سخن درباره عالم نيز صادق است ؛ اگر از دانش خود ، مردم را بهرهمند سازد ، اعتماد و احترام آنان را برانگيخته است ، ولى اگر جز اين باشد ، از او روى گردانده و با زشتى ياد مىكنند .
[ 372 - و روى ابن جرير الطّبري في تاريخه عن عبد الرّحمن بن أبي ليلى الفقيه . . . ]
372 - و روى ابن جرير الطّبري في تاريخه عن عبد الرّحمن بن أبي ليلى الفقيه و كان ممّن خرج لقتال الحجّاج مع ابن الأشعث أنّه قال فيما كان يحضّ به النّاس على الجهاد إنّي سمعت عليا ( رفع اللّه درجته في الصّالحين و أثابه ثواب الشّهداء و الصّدّيقين ) يقول يوم لقينا أهل الشّام : « أيها المؤمنون ، إنّه من رأى عدوانا يعمل به و منكرا يدعى إليه فأنكره بقلبه فقد سلم و برئ و من أنكره بلسانه فقد اجر و هو