مىكنند و براى حقيقت و برافراشتن پرچم آن گامى بر نمىدارند . رهبران ، در راه رسيدن به رياست با يكديگر جنگيده و دين و ملت خويش را فدا مىكنند . دانشمندان نيز ، برخى در آرزوى رهبرى و برخى ديگر مشتاق مقام قضاوت و فتوايند . دستهاى هم از سازمانهاى اطلاعاتى خط مىگيرند و پيمان الاهى را به بهايى اندك مىفروشند . گروه چهارمى نيز ، جماعت مسلمانى را كه ناآگاه از احكام اسلام و شرايط دين و ميهن خود به سر مىبرند ، غير مسئولانه رها كردهاند . به راستى در دوران كنونى ، كماند عالمانى كه در برابر سركشان ايستاده و آنان را نهى از منكر نمايند .
( منهم تخرج الفتنة و إليهم تاوي الخطيئة ) چنانكه از بافت و قرينه درونى و بيرونى كلام بر مىآيد ، ضمير در « منهم » و « إليهم » به رهبران دنياطلب بر مىگردد ؛ مراد از « الفتنة » در اينجا آشكار شدن فساد و گمراهى در سرتاسر زمين است . معناى سخن امام عليه السّلام آن است كه رهبران بىلياقت ، سبب بدبختى و ريشه دردهايند . ( يردّون من شذّ عنها فيها و يسوقون من تأخّر عنها إليها ) با كسانى كه آنان را همراهى نمىكنند ، بدرفتارى نموده و در پى آناند تا با روشهاى گوناگون فشار ، پيروان و هواداران خود را افزايش دهند . ( يقول اللّه سبحانه فبي حلفت لأبعثنّ علي اولئك فتنة تترك الحليم فيها حيران ) « الفتنة » كيفر .
سنت خداوند سبحان آن است كه رهبران فساد و گمراهى را به بدترين كيفر برساند و در اين هنگام يار و ياورى نخواهند داشت . ( و قد فعل ) با ملتهاى پيشين چنين كرده و بر ما است كه از آنان عبرت بگيريم .
( و نحن نستقيل اللّه عثرة الغفلة ) از خدا مىخواهيم كه لغزش غفلت از اطاعتش را از ما بپذيرد ، چراكه سبب چيرگى هوس بر عقل و دل گشته و
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 469
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤٦٩