تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
نمىيابد : 2 - دانشى كه به كار شايسته ، نيك و عادلانه رهنمون گشته و زندگى را از سختىها و دشوارىها نگاه دارد . [ لازم به يادآورى است ] استوارى دانش به تلاش دو سويه دانشمند و دانش‌آموز بستگى دارد و هدف از آن زمانى تحقق مىيابد كه عالم ، به شايستگى از علم خويش بهره برده و بدان عمل نمايد . ازاين‌رو ، هرگاه علم وسيله‌اى براى غارتگرى ، تجاوز و برترىجويى قرار گيرد ، آشفتگى و فساد فراگير شده ، ملت‌ها عقب‌مانده و جاهلان به آموختن دانش از اين گمراهان فريبنده تن نمىدهند . 2 - ثروتى كه در خدمت حيات انسانى و رفع نياز محتاجان قرار گرفته و در راه مصلحت همگان به كار رود . از اين جهت ، سرمايه‌اى كه در بانك‌ها نگهدارى يا با اسراف و تبذير مصرف شود و يا مالى كه براى ساخت سلاح‌هاى ويرانگر استفاده گردد ، بدى و ناهنجارى انسانيت و سرنوشت آن را در پى خواهد داشت . ( و إذا بخل الغنيّ بمعروفه باع الفقير آخرته بدنياه ) فقر و بىچيزى سبب جرم و جنايت نيازمندان و در نتيجه از دست رفتن آخرت آنان مىگردد . [ افزون بر اين ، ] گرفتارى و فقر بارورترين محيط براى پرورش كمونيسم و سوسياليسم به شمار مىروند . ازاين‌رو ، مىتوان گفت : ثروتمندان مال اندوز و اسراف‌كار كه در راه خدا و منافع عمومى بخششى ندارند و بااين‌حال به جنگ با سوسياليسم و كمونيسم مىروند ، در واقع به پديدآمدن و گسترش آن دو كمك كرده‌اند .