تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
اسمه . . . ) با زبان به اسلام اعتراف مىكنند ، ولى از عمل به آموزه‌ها و اركان آن مانند جهاد در راه دين ، ميهن ، آزادى و كرامت باز مىمانند . اسلام دين عزت و ايستادگى است و خداوند مىفرمايد : « عزت ، مخصوص خدا ، رسول او و مؤمنان است ، ولى منافقان نمىدانند . » « 1 » ازاين‌رو ، جوامعى كه با وجود ادعاى اسلامى بودن ، زندگى سست ، عقب‌مانده ، ننگ‌آور و رو به افول دارند ، بويى از حقيقت اسلام نبرده‌اند . در گذشته مسلمانان براى پاسدارى از دين و آزادگى خويش زندگى و جان خود را فدا مىنمودند ، ولى امروزه با وجود فراوانى مساجد و ديگر آيين‌هاى مذهبى در سرزمين‌ها و شهرهاى اسلامى ، روحيه جهاد و از خودگذشتگى رخت بر بسته است . نمونه اين بيان در خطبه 103 گذشت . « 2 » ( و عمّارها شرّ أهل الأرض ) [ در آن روزگار ، آباد كنندگان مسجدها بدترين مردم زمانه‌اند ، ] زيرا سراسر در ذلت و سستى سپرى
هامش
نمىشود ؛ آن‌گاه كه آن را تحريف كنند و معانى دلخواه خود را رواج دهند . . . حاملان قرآن ، آن را واگذاشته و حافظان قرآن ، آن را فراموش مىكنند . پس در آن روز قرآن و پيروانش از ميان مردم رانده و مهجور مىگردند و هر دو غريبانه در يك راه ناشناخته سرگردان‌اند و پناهگاهى ميان مردم ندارند . پس قرآن و پيروانش در ميان مردم‌اند ، اما گويا حضور ندارند ، با مردم‌اند ولى از آنها بريده‌اند ، زيرا گمراهى و هدايت هرگز هماهنگ نشوند ؛ گرچه كنار يكديگر قرار گيرند . مردم در آن روز ، در جدايى و تفرقه هم داستان و در اتّحاد و يگانگى پراكنده‌اند ؛ گويى آنان پيشواى قرآن بوده و قرآن پيشواى آنان نيست . پس از قرآن جز نامى در نزدشان باقى نماند و آنان جز خطى را از قرآن نشناسند ) . ( 1 ) .وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَمنافقون / 63 : 8 . ( 2 ) . « أيّها النّاس سياتي عليكم زمان يكفا فيه الإسلام كما يكفا الإناء بما فيه » ( اى مردم به زودى زمانى بر شما خواهد رسيد كه اسلام چونان ظرف واژگون شده ، آن‌چه در آن است ريخته مىشود ) .