كرامت ، پاسدارى از آزادى و دفاع در برابر تجاوز است و البته شرافتى بالاتر از اين نيست . ديگر اينكه ، عزت و خوارى با حضور در پيشگاه خدا آشكار مىشود و او جز از پرهيزگاران نمىپذيرد . و بالاخره ، توبه تنها سنگر پارسايان و يگانه وسيله بخشايش گناهان است .
( و لا كنز أغني من القناعة . . . ) شرح آن در حكمت 56 « 1 » بيان شد و عبارت پس از آن ، عطف تفسيرى است . ( و تبوّأ خفض الدّعة و الرّغبة مفتاح النّصب و مطية التّعب ) « الخفض » ( زندگى ) گسترده و گوارا ؛ « الدّعة » آرامش و آسايش ؛ « الرّغبة » ( در اينجا ) طمعورزى ؛ « التّعب » ، عطف تفسيرى بر « النّصب » است .
( و الحرص و الكبر و الحسد دواع إلي التّقحّم في الذّنوب و الشّرّ جامع مساوئ العيوب ) طمعكار ، مالاندوزى مىكند و آن را نه براى خود و نه براى ديگران به كار نمىگيرد . حسود ، دروغ مىگويد و نسبت به دارنده نعمت كينه مىتوزد . جاهفروش ، به ناحق خود را برتر مىبيند و همه اينها فرومايگى و گناه به شمار مىرود . كنفسيوس گفته است : « تا زمانى كه مردم را كوچك مىبينى ، خود را بزرگ ندان . » نتيجه اينكه ، واژه « شرّ » همه فرومايگىها و زشتىها را شامل شده و مانع فضيلتها به شمار مىرود . همه مطالب اين حكمت ، بازگفته حكمتهاى پيش است .
[ 370 - و قال عليه السلام : « ياتي على النّاس زمان لا يبقى فيهم من القرآن إلّا رسمه و من الإسلام إلّا اسمه . . . ]
370 - و قال عليه السلام : « ياتي على النّاس زمان لا يبقى فيهم من القرآن إلّا رسمه و من الإسلام إلّا اسمه و مساجدهم يومئذ عامرة
هامش
( 1 ) . « القناعة مال لا ينفد » ( قناعت ، ثروتى است كه پايان نمىپذيرد ) .