تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
مىداند چگونه از فرصت گذرا استفاده كند و نيز به دشوارى بازگشت آن آگاه است . »

363 - و قال عليه السلام : « لا تسأل عمّا لا يكون ففي الّذي قد كان لك شغل . »

ترجمه : از آن‌چه نيامده پرسش نكن ، كه آن‌چه آمده براى سرگرمى تو كافى است . شرح : تا زمان توان يافتن بر انجام كار ، آن را رها كن ، چرا كه به سختى انداختن خود در اين كار ، مانع از پرداختن به ديگرى مىشود كه اكنون برايت ممكن است و در نتيجه هر دو را از دست خواهى داد .

364 - و قال عليه السلام : « الفكر مرآة صافية و الاعتبار منذر ناصح و كفى أدبا لنفسك تجنّبك ما كرهته لغيرك . »

ترجمه : انديشه ، آيينه‌اى شفّاف و عبرت از حوادث ، بيم دهنده‌اى خير انديش است و تو را در ادب كردن خود ، همان بس كه از انجام آن‌چه از ديگران نمىپسندى ، بپرهيزى . شرح : مراد از « الفكر » عقل سليمى است كه انسان را از دانسته به نادانسته و از حاضر به غايب برساند . براى نمونه ، علم به هماهنگى شگفت‌انگيز قوانين هستى ، ما را به وجود هستى آفرين رهنمون مىشود . در حكمت 281 آمده است : « آن‌كس كه از عقل نصيحت خواهد به او خيانت
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 456 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / محمد جواد معمورى