مىداند چگونه از فرصت گذرا استفاده كند و نيز به دشوارى بازگشت آن آگاه است . »
363 - و قال عليه السلام : « لا تسأل عمّا لا يكون ففي الّذي قد كان لك شغل . »
ترجمه : از آنچه نيامده پرسش نكن ، كه آنچه آمده براى سرگرمى تو كافى است .
شرح : تا زمان توان يافتن بر انجام كار ، آن را رها كن ، چرا كه به سختى انداختن خود در اين كار ، مانع از پرداختن به ديگرى مىشود كه اكنون برايت ممكن است و در نتيجه هر دو را از دست خواهى داد .
364 - و قال عليه السلام : « الفكر مرآة صافية و الاعتبار منذر ناصح و كفى أدبا لنفسك تجنّبك ما كرهته لغيرك . »
ترجمه : انديشه ، آيينهاى شفّاف و عبرت از حوادث ، بيم دهندهاى خير انديش است و تو را در ادب كردن خود ، همان بس كه از انجام آنچه از ديگران نمىپسندى ، بپرهيزى .
شرح : مراد از « الفكر » عقل سليمى است كه انسان را از دانسته به نادانسته و از حاضر به غايب برساند . براى نمونه ، علم به هماهنگى شگفتانگيز قوانين هستى ، ما را به وجود هستى آفرين رهنمون مىشود . در حكمت 281 آمده است : « آنكس كه از عقل نصيحت خواهد به او خيانت