تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
گيريد و آن را از عادت‌ها و سنت‌هاى ناپسند دور نماييد . سفارش‌هاى بالا فراوان تكرار گرديد . مهم آن است كه راه برقرارى توازن و هماهنگى بين آرزو و مصلحت را بازشناسيم . به هر روى ، نقش آگاهى و بينش در اين مسير ، انكار ناپذير بوده و پند و سفارش ، آگاهى بخش و بيدار كننده‌اند .

359 - و قال عليه السلام : « لا تظنّنّ بكلمة خرجت من أحد سوءا و أنت تجد لها في الخير محتملا . »

ترجمه : به سخنى كه از دهان كسى بيرون مىآيد و مىتوان آن را به نيك برگرداند ، گمان بد نبر . شرح : تا زمانى كه يك چيز ، دو پهلوى ظاهر و باطن دارد ، كسى را متهم كردن خطا است . اگر ظاهر كلام يا كردارى نيكو است و يا دست‌كم ناپسند نيست ، به همان تكيه مىكنيم و هرگاه ظاهرى ناپسند دارد ، رهايش مىگذاريم ؛ كه چه بسا واقعيت جز ظاهر است . در هر دو صورت ، تا حقيقت چون روز پديدار نگشته ، بدگمانى را فرو مىنهيم . پيش‌تر در حكمت 113 درباره اين موضوع سخن گفته شد . « 1 »
هامش
( 1 ) . « إذا استولي الصّلاح علي الزّمان و أهله ثمّ أساء رجل الظّنّ برجل لم تظهر منه خزية فقد ظلم و إذا استولي الفساد علي الزّمان و أهله فأحسن رجل الظّنّ برجل فقد غرّر » هرگاه نيكوكارى بر روزگار و مردم آن غالب آيد و كسى به ديگرى گمان بد برد ، در حالى كه از او عمل زشتى آشكار نشده ، ستمكار است و اگر بدى بر زمانه و مردم آن غالب شود و كسى به ديگرى خوش گمان باشد ، خود را فريفته است . »