بر گردن او است و با پشيمانى و حسرت بر خدا وارد مىشود كه « در دنيا و آخرت زيان كرده و اين است زيانكارى آشكار . » « 1 »
شرح : پيش از اين ، بارها تمام مطالب اين حكمت با همين لفظ و يا الفاظ ديگر بيان شد . « 2 » بيشتر آرزوهاى آدمى در اين جهان ، پندارى پوچ و سرابى بيش نيست . افزون بر اين ، با سختىها دست و پنجه نرم مىكند ، مىسازد و از حلال و حرام مىاندوزد . آنگاه همهچيز را وانهاده و با دستانى خالى به سوى پروردگار خويش رهسپار مىشود . خوشى و لذت را براى
هامش
( 1 ) .خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُحج / 22 : 11 .
( 2 ) . براى نمونه : « . . . فلا الدّاعي أجابوا و لا فيما رغّبت رغبوا و لا إلي ما شوّقت إليه اشتاقوا أقبلوا علي جيفة قد افتضحوا بأكلها و اصطلحوا علي حبّها . . . و يتذكر أموالا جمعها أغمض في مطالبها و أخذها من مصرّحاتها و مشتبهاتها قد لزمته تبعات جمعها . . . ثمّ حملوه إلي مخطّ في الأرض فأسلموه فيه إلي عمله و انقطعوا عن زورته . » « . . . افسوس كه مردم نه آن دعوت كننده را اجابت كردند و نه به آنچه تو ترغيبشان كردى رغبت نشان دادند و نه به آنچه تو تشويقشان كردى مشتاق شدند . بر لاشه مردارى روى آوردند كه با خوردن آن رسوا شدند و در دوستى آن همداستان گرديدند . . . به ياد ثروتهايى كه جمع كرده مىافتد ؛ همان ثروتهايى كه در جمعآورى آنها چشم بر هم گذاشته و از حلال و حرام و شبههناك گرد آورده و اكنون گناه جمعآورى آن همه بر دوش او است . . . سپس او را به سوى منزلگاهش در درون زمين مىبرند و به دست عملش مىسپارند و براى هميشه از ديدارش چشم مىپوشند . » خطبه 109 ؛ « . . . و من العناء أنّ المرء يجمع ما لا ياكل و يبني ما لا يسكن ثمّ يخرج إلي اللّه تعالي لا مالا حمل و لا بناء نقل . . . » « . . . نشانه رنج دنيا آنكه آدمى جمعآورى مىكند آنچه را كه نمىخورد و مىسازد بنايى كه خود در آن مسكن نمىكند . پس به سوى پروردگار خود مىرود ؛ نه مالى برداشته و نه خانهاى به همراه برده است . » خطبه 114 ؛ « يا ابن آدم ما كسبت فوق قوتك فأنت فيه خازن لغيرك » « اى فرزند آدم ! آنچه را كه بيش از نياز خود فراهم كنى ، براى ديگران اندوختهاى . » حكمت 191 .