( مدخولون ) زشتىها و شرارتها در آنان رخنه مىكند . ( سائلهم متعنّت ) هدف پرسشگران ، مسابقه و مبارزه است و نه عمل به دانستهها . ( مجيبهم متكلّف ) پاسخ دهندگان به گزاف ادعاى دانشورى كرده و در چيزى كه به آنان مربوط نيست ، وارد مىشوند . ( يكاد أفضلهم رايا يردّه عن فضل رايه الرّضي و السّخط ) عالم از راه راست به در رفته ، از حق كسانى كه بر آنان خشم گرفته مىكاهد و به ديگرانى مىدهد كه از ايشان خرسند است . ( و يكاد أصلبهم عودا تنكؤه اللّحظة و تستحيله الكلمة الواحدة ) « نكأ القرحة » پيش از بهبودى ، پوست زخم را بركند ، « تنكؤه اللّحظة » در اينجا مراد بىثباتى و ناآرامى است ؛ « تستحيله الكلمة » گفتارى ، او را از حالى به حالى مىكند . مقصود آن است كه آرزوها و يا بيم از مردم ، بهترينشان را رنگ به رنگ مىسازد و به بيان ديگر ، انسان صالحى در بين آنها يافت نمىشود .
[ 343 - و قال عليه السلام : « معاشر النّاس اتّقوا اللّه فكم من مؤمّل . . . ]
343 - و قال عليه السلام : « معاشر النّاس اتّقوا اللّه فكم من مؤمّل ما لا يبلغه و بان ما لا يسكنه و جامع ما سوف يتركه و لعلّه من باطل جمعه و من حقّ منعه أصابه حراما و احتمل به آثاما فباء بوزره و قدم على ربّه آسفا لاهفا قد
خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ
»
ترجمه : اى مردم ! از خدا بترسيد . چه بسا آرزومندى كه به آرزوى خود نرسيد و سازنده ساختمانى كه در آن مسكن نكرد و گردآورندهاى كه به زودى آنچه را فراهم كرده ، رها خواهد نمود ؛ شايد كه از راه باطل گردآورده و يا حق ديگران را بازداشته و با حرام در آميخته است . در اين صورت ، گناهش