فيما يعينه . »
ترجمه : آنكس كه در عيب خود بنگرد از عيبجويى ديگران بازماند و كسى كه به روزى خدا خشنود باشد بر آنچه از دست رود اندوهگين نباشد .
هركس شمشير ستم بركشد با آن كشته شود و آنكس كه در كارها خود را به رنج اندازد هلاك مىشود . كسى كه خود را در گردابهاى بلا افكند غرق گردد و هركس در جايگاه بد نامى قدم گذارد متّهم مىگردد . زيادهگو فراوان اشتباه مىكند و آن ، از شرم و حيا مىكاهد . در نتيجه ، پرهيزكارى او نيز اندك خواهد بود و كسى كه پرهيزكارىاش اندك است ، دلش مرده و آنكس كه دلش مرده باشد ، در آتش جهنّم سقوط خواهد كرد . كسى كه به زشتىهاى مردم نگريسته ، آن را ناپسند بشمارد و خود همان را مرتكب شود ، احمق واقعى است . قناعت ، مالى است كه پايان نيابد و آنكس كه فراوان به ياد مرگ باشد در دنيا به اندك چيزى خشنود است و هركس بداند گفتارش جزئى از عمل او به حساب مىآيد جز به ضرورت سخن نمىگويد .
شرح : كسى كه خود و عيبهاى خويش را بشناسد و براى رهايى از آن بكوشد ، فرصتى براى ياد كردن از زشتى ديگران و سرزنش آنها نخواهد داشت . آنكس كه از طمعورزى و شكم بارگى اجتناب كند ، از رنج و نگرانى نجات يافته و خود را از فرومايگى و معصيت نگاه داشته است . هرچند زمان بگذرد ، ولى ناگزير از ستمگر دادخواهى مىشود . برافروختن آتش فتنه و آشوب ، سبب سوختن در آن مىگردد و بالاخره هركس كه خود را در جايگاه تهمت قرار دهد ، جز خويشتن را نكوهش نكند .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 443
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤٤٣