در خطبه 191 مىخوانيم : « او را اينگونه مىبينى : در ديندارى نيرومند ، در نرمخويى دورانديش و داراى ايمانى پر از يقين است . » « 1 »
14 - ( و هو أذلّ من العبد ) كنايه از افتادگى و فروتنى او است .
334 - و قال عليه السلام : « لو رأى العبد الأجل و مصيره لأبغض الأمل و غروره . »
ترجمه : اگر بنده ، اجل و پايان كارش را مىديد ، با آرزو و فريبندگىاش دشمنى مىورزيد .
شرح : نخستين انگيزه كار در دنيا و رقابت بر سر بهرههايش و نيز سبب فريب خوردن از آن ، آرزومندى است . « 2 » اگر انسان زمان مرگ خويش و رويدادهاى پس از آن را مىدانست ، اميد و اشتياقى براى زندگى نمىماند و در نتيجه كار و دانش ، مشاركت و تجارت و فريب و نيرنگ ، همگى رخت بر مىبست . پاك است خدايى كه هرچيز را به اندازه آفريد !
335 - و قال عليه السلام : « لكلّ امرئ في ماله شريكان الوارث و الحوادث . »
ترجمه : هركس در مال خود دو شريك دارد : وارث و حوادث .
هامش
( 1 ) . « تري له قوّة في دين و حزما في لين و إيمانا في يقين » .
( 2 ) . گفتهاند : « شگفتا از كسى كه آرزوى دور و دراز دارد و در همان حال بىآنكه بداند ، كفنش در دست بافنده است ! » شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 19 ، ص 250 .