تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
1 - ( بشره في وجهه و حزنه في قلبه ) خود را به شكيبايى و بردبارى در برابر ناگوارىها تمرين مىدهد و از نياز خود جز نزد خدا شكوه نمىكند . 2 - ( أوسع شيء صدرا ) از كسى كه به او ستم كرده ، درمىگذرد و به آن‌كه او را محروم ساخته ، مىبخشد . 3 - ( و أذلّ شيء نفسا ) در برابر حقيقت و بيچارگان احساس خردى مىكند . 4 - ( يكره الرّفعة و يشنا السّمعة ) تنها با خدا و تقواى او به خود مىبالد . 5 - ( طويل غمّه ) از بيم خشم خدا اندوهى دراز دارد . 6 - ( بعيد همّه ) ارجمندى و بلندى مقام را از خدا مىطلبد و نه مردم . 7 - ( كثير صمته ) همواره در فكر وظيفه و اداى آن به بهترين شكل است . 8 - ( مشغول وقته ) شبانه‌روز به كار مشغول است ؛ همان‌گونه كه روزگار لحظه‌اى او را رها نمىكند . 9 - ( شكور صبور ) به هنگام آسايش ، قدردان و در سختى ، شكيبا است . 10 - ( مغمور بفكرته ) از « غمره الماء » ؛ يعنى آب او را فرا گرفت و كنايه از آن است كه پرداختن به وظيفه خود در برابر خدا و مردم ، او را به مشغول مىكند . 11 - ( ضنين بخلّته ) « الضّنين » بخيل ؛ « الخلّة » نياز ؛ يعنى نيازمندى خود را براى مردم بازگو نمىكند . 12 - ( سهل الخليقة ليّن العريكة ) با مردم خو مىگيرد و آنها نيز با او رابطه‌اى دوستانه دارند . « الخليقة » و « العريكة » سرشت و طبيعت . [ خو و سرشتى نرم دارد . ] 13 - ( نفسه أصلب من الصّلد ) او درباره حق ، سخت‌تر از سنگ خارا است .