حاضر بود . اين سخن با كلام شريف رضى و ميثم سازگار است ، ولى ابن ابى الحديد مىگويد : مشهور است على عليه السّلام در ميدان عمومى كوفه و در جمع مردم فرمود : شما را به خدا سوگند مىدهم آيا مردى هست تا سخنى را كه رسول خدا در راه بازگشت از حجة الوداع درباره من فرمود ، گواهى دهد :
« هركس من مولاى اويم ، على مولاى او است . خدايا با كسى كه او را دوست بدارد ، دوست باش و با دشمنانش دشمنى كن . ياورش را يارى ده و آنان كه او را رها مىكنند ، نوميد گردان . » « 1 » گروهى برخاستند و شهادت دادند .
امام عليه السّلام رو به انس فرمود : تو نيز حاضر بودى ؛ چرا ساكت نشستهاى ؟ پاسخ داد : اى امير مؤمنان ، پير شدهام و بسيارى چيزها را از ياد بردهام . حضرت فرمود : اگر دروغ مىگويى ، خداوند تو را به سفيدى درخشان دچار كند كه عمامه آن را نپوشاند . با نفرين امام عليه السّلام ، انس به بيمارى برص مبتلا شد . ابن قتيبه نيز داستان برص و درخواست امير مؤمنان از وى را در كتاب « المعارف » بيان مىكند . « 2 » گفتنى است ديدگاه مشهور درباره ابن قتيبه مبنى بر انكار حق على عليه السّلام درست به نظر نمىرسد . « 3 » به هر روى ، خواه سبب درخواست امام عليه السّلام از انس را داستان جنگ جمل بدانيم و خواه گواهى بر ماجراى غدير ، به اتفاق همه راويان ، خداوند دعاى امام عليه السّلام را اجابت فرمود . بر اساس آنچه گفتيم ، دست كم يكى از دو حديث به گواهى خدا و نشانه روشنى كه در
هامش
( 1 ) . مسند احمد ، ج 1 ، ص 118 و 119 ؛ الطبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 225 ؛ الدر المنثور ، ج 2 ، ص 298 .
( 2 ) . المعارف ، ص 580 .
( 3 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 19 ، ص 217 - 218 .