منع اللّه و من أعطاه فقد أعطى اللّه . »
ترجمه : نيازمند فرستاده خدا است ؛ كسى كه از يارى او دريغ كند ، از خدا دريغ كرده و آنكس كه به او ببخشد ، به خدا بخشيده است .
شرح : « المسكين » همه گونه نيازمند را شامل مىشود ؛ « رسول اللّه » در اينجا مقصود ، دستور و خواسته خدا است . معناى سخن چنين است : كسى كه با وجود توان ، دست رد بر سينه حاجتمندى بزند ، در حقيقت خواست خدا را پس زده و از او سركشى كرده است . در روايتى از معصوم عليه السّلام مىخوانيم : « به خدا قسم ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در برآوردن نياز مؤمن ، بيش از او خشنود مىشد . » « 1 » در نامه 51 « 2 » و حكمت 100 « 3 » درباره اين مطلب سخن گفتيم .
305 - و قال عليه السلام : « ما زنى غيور قطّ . »
ترجمه : غيرتمند هرگز زنا نمىكند .
شرح : كسى كه به حريم و ناموس ديگرى تجاوز كند ، به ناموسش دست اندازى خواهد شد . به گفته ابن ابى الحديد ، اين مسأله به تجربه ثابت شده
هامش
( 1 ) . « و اللّه لرسول اللّه أسرّ بقضاء حاجة المؤمن إذا وصلت إليه من صاحب الحاجة » كافى ، ج 2 ، ص 195 ، ح 10 ؛ بحار الأنوار ، ج 71 ، ص 28 ، ح 399 .
( 2 ) . « فأنصفوا النّاس من أنفسكم و اصبروا لحوائجهم » ( در روابط خود با مردم انصاف داشته باشيد و در بر آوردن نيازهايشان شكيبا باشيد ) .
( 3 ) . « لا يستقيم قضاء الحوائج إلّا بثلاث باستصغارها لتعظم باستكتامها لتظهر و بتعجيلها لتهنؤ » ( برآوردن نيازهاى مردم تنها به سه چيز پايدار مىشود : كوچك شمردن آن تا خود بزرگ نمايد ، پنهان داشتن آن تا خود آشكار شود و شتاب در برآوردن آن ، تا گوارا باشد ) .