تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
حقش را به تاراج مىبرند . بهترين كار ميانه‌روى و حد نگاه داشتن است . « 1 » ( و لا يستطيع أن يتّقي اللّه من خاصم ) اين سخن به منزله استدراك و تكميل كلام پيش است . شايسته است انسان تا اندازه ممكن ، از سبب‌هاى دشمنى فاصله گرفته و خود را از لغزش‌گاه‌هاى خطر و افتادن در دام كينه و بدخواهى دور نگاه دارد ، چراكه آتش كينه‌ورزى ، با عقل و دين و هيچ‌چيز ديگرى خاموش نمىشود و تنها انتقام از دشمن - گرچه به بهاى براندازى او - درد آن را التيام مىبخشد . شايان ذكر است هر انسانى كه آرزوى مرگ رقيبان دينى يا دنيوى خود را در سر دارد ، سزاوار پيروى نيست . فرد كينه‌توزى كه قلبش جايگاه شيطان شده ، امين بر دين نبوده و نمىتواند پيشواى مردم باشد . خداى سبحان ، دعوت به اسلام را تنها در دل‌هاى رئوف و مهربان به همه بندگان نهاده است و چنين كسانى به رقيبان و پيروان خود به يك اندازه مهر مىورزند .

299 - و قال عليه السلام : « ما أهمّني ذنب امهلت بعده حتّى اصلّي ركعتين و أسأل اللّه العافية . »

ترجمه : گناهى كه پس از آن ، مهلت دو ركعت نماز گزاردن داشته باشم تا از خدا آمرزش بخواهم ، مرا اندوهگين نمىسازد . شرح : مراد از اين سخن ، انگيزش گناه در آدمى به همراه قصد توبه از آن
هامش
( 1 ) . برگرفته از حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و إله : « خير الأمور أوسطها » بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 11 ، ح 70 ؛ فتح البارى ، ج 11 ، ص 234 ؛ المبسوط ، سرخسى ، ج 3 ، ص 165 .