تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
گفتن حريص بود . اگر در كارى بر سر دو راهى قرار مىگرفت ، مىانديشيد كه كدام يك با خواسته نفس نزديك‌تر است و با آن مخالفت مىكرد . پس بر شما باد روى آوردن به اين گونه از ارزش‌هاى اخلاقى و با يكديگر در كسب آنها رقابت كنيد و اگر نتوانستيد ، بدانيد كه به دست آوردن برخى از آن ارزش‌هاى اخلاقى بهتر از رها كردن همه است . شرح : دقيقا مشخص نيست آيا مقصود امام عليه السّلام از « برادر » شخصى معين است يا فردى تمثيلى و قابل پيروى را اراده كرده است . گرچه برخى شارحان ديدگاه نخست را پذيرفته‌اند ، ولى دليل محكمى بر هيچ يك از دو احتمال ياد شده وجود ندارد . به هر روى ، امام عليه السّلام نمونه‌اى و الا از ديندارى و اخلاق را ترسيم كرده و همگان را به الگوگيرى از وى فرا خوانده است . 2 - ( صغر الدّنيا في عينه ) امام عليه السّلام در خطبه 193 دليل كوچكى و ناچيزى دنيا را بيان مىكند : « خدا در جانشان بزرگ و ديگران خرد و بىارزش‌ند . بهشت براى آنان چنان است كه گويى آن را ديده و در نعمت‌هاى آن به سر مىبرند و جهنّم را چنان باور دارند كه گويا آن را ديده و در عذابش گرفتارند . دل‌هاى پرهيزكاران اندوهگين و مردم از آزارشان در امان ، تن‌هايشان لاغر ، خواسته‌هايشان اندك و روحشان عفيف و دامنشان پاك است . » « 1 » در حكمت 128
هامش
( 1 ) . « عظم الخالق في أنفسهم فصغر ما دونه في أعينهم فهم و الجنّة كمن قد رآها فهم فيها منعّمون و هم و النّار كمن قد رآها فهم فيها معذّبون قلوبهم محزونة و شرورهم مامونة و أجسادهم نحيفة و حاجاتهم خفيفة و أنفسهم عفيفة » .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 387 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / محمد جواد معمورى