287 - و سئل عن القدر فقال : « طريق مظلم فلا تسلكوه و بحر عميق فلا تلجوه و سرّ اللّه فلا تتكلّفوه . »
ترجمه : از امام عليه السّلام درباره قدر پرسيدند . پاسخ داد : راهى است تاريك ؛ آن را نپيماييد . دريايى است ژرف ؛ وارد آن نشويد و رازى است خدايى ؛ خود را به زحمت نيندازيد .
شرح : امامان معصوم عليهم السّلام و عالمان بزرگ ما درباره قضا و قدر به تفصيل سخن گفته و به پرسشها و شبههها پاسخ دادهاند . ازاينرو ، مخاطب امام عليه السّلام در اين حكمت ، تنها جاهلاناند و بايد دانست كار عالمان حقيقى ، همان پرده بردارى از تاريكىها ، فرو رفتن در درياى انديشه و دانستن اسرار هستى و از جمله قضا و قدر الاهى است . مؤيد سخن ما ، پرسش مرد شامى از قدر و پاسخ قانع كننده امام عليه السّلام است كه در حكمت 76 بيان شد . « 1 » بايد توجه داشت
هامش
( 1 ) . و من كلام له عليه السّلام للسّئل الشّامى لمّا سأله أ كان مسيرنا إلى الشّام بقضاء من اللّه و قدر بعد كلام طويل هذا مختاره : « ويحك لعلّك ظننت قضاء لازما و قدرا حاتما لو كان ذلك كذلك لبطل الثّواب و العقاب و سقط الوعد و الوعيد إنّ اللّه سبحانه أمر عباده تخييرا و نهاهم تحذيرا و كلّف يسيرا و لم يكلّف عسيرا و أعطي علي القليل كثيرا و لم يعص مغلوبا و لم يطع مكرها و لم يرسل الأنبياء لعبا و لم ينزل الكتب للعباد عبثا و لا خلق السّماوات و الأرض و ما بينهما باطلاذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ» مردى از اهل شام از امام پرسيد : آيا رفتن ما به شام ، به قضا و قدر الاهى است ؟ ايشان پاسخى طولانى به وى دادند كه گزيدهاى از آن چنين است : واى بر تو ، شايد مقصودت قضاى لازم و قدر حتمى است كه اگر چنين بود ، پاداش و كيفر و بشارت و تهديد الاهى بيهوده بود . خداوند سبحان بندگان خود را فرمان داد در حالى كه اختيار دارند و نهى فرمود تا بترسند . احكامى آسان را واجب كرد ، چيز دشوار را تكليف نفرمود و پاداش كار اندك را فراوان قرار داد . با نافرمانى بندگان مغلوب نخواهد شد و با اكراه و اجبار اطاعت نمىشود . پيامبران را به شوخى نفرستاد و كتب آسمانى را بيهوده -