تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
شرح : دانشمندى كه با علم خود در پى سودجويى است و ملت و ميهن خود را براى نزديكى به تجاوزگران مىفروشد ، عذرى نخواهد داشت .

285 - و قال عليه السلام : « كلّ معاجل يسأل الإنظار و كلّ مؤجّل يتعلّل بالتّسويف . »

ترجمه : همگان ( پيران سالخورده ) را به شتاب خواهان‌اند و آنان خواستار مهلت‌اند و همه ( جوانان ) را وقتى معين نهاده‌اند ، ولى درنگ مىكنند و از كار باز ايستاده‌اند . شرح : « كلّ » مبتدا ؛ « معاجل » اسم مفعول و خبر ؛ « كلّ مؤجّل » مانند عبارت پيش تركيب مىشود . « المعاجل » سالخورده كه در آستانه مرگ قرار گرفته ، ولى آرزوى زنده ماندن دارد . « المؤجّل » جوان تندرست كه گمان مىرود تا زمان پيرى زنده باشد . او توبه را پس مىاندازد و مىگويد : وقت كافى و مناسب هست . جوان فراموش مىكند كه مرگ بر سر راهش كمين كرده و به ناگاه فرا مىرسد ، چنان‌كه پير از ياد برده است كه شتابان به سوى قبرى تاريك و ويران پيش مىرود . در اين ميان ، عاقل زيرك فرصت سود و پاداش ماندگار را غنيمت مىداند . اميد ما به بخشايش ذات پاك او است .

286 - و قال عليه السلام : « ما قال النّاس لشيء طوبى له إلّا و قد خبأ له الدّهر يوم سوء . »

ترجمه : مردم چيزى را نگفتند « خوش باد » ، جز آن‌كه روزگار ، روز بدى را براى او تدارك ديد .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 382 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / محمد جواد معمورى