تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
شرح : نادان‌ترين مردم كسى است كه خوشىها و ناخوشىها را پايدار بپندارد و به هنگام ديدن نعمتى در دست ديگران حسرت برد ؛ غافل از اين‌كه هر لحظه امكان دارد از بين رفته و يا دامى باشد براى نابودى صاحبش . پيش‌تر همين معنا در حكمت 273 بيان شد : « چه بسا انسان بهره‌مندى كه دچار عذاب تدريجى شود و بلا ديده‌اى كه آزمايش ، سبب پاداش و نيكى به او گردد . » « 1 » گزارش قرآن از داستان قارون ، نمونه روشنى از اين معنا است : « پس [ قارون ] با كوكبه خود بر قومش نمايان شد . كسانى كه خواستار زندگى دنيا بودند ، گفتند : اى كاش مثل آن‌چه به قارون داده شده به ما [ هم ] داده مىشد . واقعا او بهره بزرگى [ از ثروت ] دارد . كسانى كه دانش [ واقعى ] يافته بودند ، گفتند : واى بر شما ! براى كسى كه گرويده و كار شايسته كرده ، پاداش خدا بهتر است و جز شكيبايان آن را نيابند . آن‌گاه [ قارون ] را با خانه‌اش در زمين فرو برديم و گروهى نداشت تا در برابر [ عذاب ] خدا ، او را يارى كنند و [ خود نيز ] نتوانست از خود دفاع كند . » « 2 » آخرين خليفه اموى گفته بود : « همان هنگام كه روزگار بر وفق مرادمان بود ، ما را وانهاد . » در برخى اشعار نيز آمده است : « ابرها ، در آسمان صاف شب‌ها پديدار مىشوند . » « 3 »
هامش
( 1 ) . « ربّ منعم عليه مستدرج بالنّعمي و ربّ مبتلي مصنوع له بالبلوي » . ( 2 ) .فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ * وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ لا يُلَقَّاها إِلَّا الصَّابِرُونَ * فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ الْأَرْضَ فَما كانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مِنَ المُنْتَصِرِينَقصص / 28 : 79 - 81 . ( 3 ) .« و سالمتك اللّيالي فاغتررت بها * و عند صفو اللّيالي يحدث الكدر »شب‌ها با تو از سر آشتى درآمدند و تو فريبشان را خوردى ؛ غافل از اين‌كه ابرهاى تيره هنگامى رخ مىنمايند كه آسمان صاف است . شرح نهج البلاغه ، ج 11 ، ص 171 ؛ البداية و النهاية ، ج 11 ، ص 208 .