مسيح است كه گفت : « آمدهام تا بر روى زمين آتشى برافروزم ؛ چه خوب بود اگر شعلهور مىشد ! » « 1 » از بودا پرسيدند : براى چه زندگى مىكنيم ؟ پاسخ داد :
بگوييد چگونه زندگى كنيم ؟ ! « 2 » امام عليه السّلام در صدد بود تا به طور كلى همه مواردى كه در سخنان پيشين و پسين خود از آن انتقاد كرده ؛ از جمله ثروت اندوزى و رفاه بخشى از جامعه در يك سو و فقر و بيچارگى دستهاى در سوى ديگر را اصلاح كند . ايشان در بخشى از خطبه 129 مىفرمايد : « به هر سو مىخواهى بنگر ؛ آيا جز تهيدستى كه با فقر ، دست و پنجه نرم مىكند ، يا ثروتمندى كه در نعمت خدا ناسپاسى كرده ، يا بخيلى كه با خساست در اداى حقوق الاهى ، مال فراوان گرد آورده و يا سركشى كه گوش او از شنيدن پند و اندرز سنگين است ، كسى را مىيابى ؟ » « 3 » افزون بر اين ، امام عليه السّلام با چندگانگى مذهبى مسلمانان مخالف و خواستار اصلاح آن بودند . در خطبه 113 فرمودهاند : « به راستى شما برادران دينى يكديگريد ، ولى درون پليد و نيت زشت ، شما را از هم جدا ساخته است و هم اكنون نه يكديگر را يارى مىدهيد ، نه خيرخواه همديگريد ، نه چيزى به ديگرى مىبخشيد و نه با هم دوستى مىكنيد . » « 4 » از ديگر مواردى كه امام عليه السّلام از آن انتقاد مىكرد ، رسيدن
هامش
( 1 ) . كتاب مقدس ، مكاشفات يوحنا : 22 / 12 .
( 2 ) . موسوعة الأديان فى العالم ، الديانات القديمة ، ص 185 .
( 3 ) . « اضرب بطرفك حيث شئت من النّاس فهل تبصر إلّا فقيرا يكابد فقرا أو غنيّا بدّل نعمة اللّه كفرا أو بخيلا اتّخذ البخل بحقّ اللّه وفرا أو متمرّدا كأنّ باذنه عن سمع المواعظ وقرا » .
( 4 ) . « و إنّما أنتم إخوان علي دين اللّه ما فرّق بينكم إلّا خبث السّرائر و سوء الضّمائر فلا توازرون و لا تناصحون و لا تباذلون و لا توادّون » .