شرح : ( أحدهما عبد من مال اللّه ) [ يكى ] برده كسى نبود و از بيت المال مسلمانان به شمار مىرفت . ( و الآخر من عروض النّاس ) مانند كالايى جزو دارايى شخصى يكى از افراد جامعه به شمار مىرفت . در مورد نخست ، حد جارى نمىشود ، زيرا همانطور كه امام عليه السّلام فرمود : ( مال اللّه أكل بعضه بعضا ) بخشى از بيت المال براى بخشى ديگر مصرف شده است ، ولى در مورد دوم ، در صورت وجود شرايطى كه فقيهان گفتهاند ، حد به اجرا درمىآيد .
نگهدارى مال به سرقت رفته در جايى بسته ، گرسنه و ناگزير نبودن سارق ، شريك نبودن در بخشى از مال ، رسيدن مبلغ دزدى شده به دست كم يك چهارم دينار ، برخى از شرايط لازم در اجراى حدّ ياد شده است . امروزه كه بنده و كنيز به معناى مصطلح فقهى از بين رفته است ، بحث از آن سودى ندارد .
272 - و قال عليه السلام : « لو قد استوت قدماي من هذه المداحض لغيرت أشياء . »
ترجمه : اگر از اين فتنهها و لغزشگاهها با قدرت بگذرم ، دگرگونىهاى بسيار پديد مىآورم .
شرح : « المداحض » لغزشگاهها . مراد در اينجا فتنههاى سه گروه پيمان شكنان ( اصحاب جمل ) ، تجاوزگران و منحرفان از حق ( اصحاب صفين ) و از دين برگشتگان ( خوارج ) است .
اگر كارها به گونهاى شايسته پيش مىرفت ، امام عليه السّلام اوضاع فاسد و سنتهاى زشت و ناهنجار را اصلاح مىنمود . سخن امام عليه السّلام همانند گفتار