پدرى نسبت به تصميمگيرى درباره او سزاوارتر از مادرند . ما در جلد پنجم از كتاب « فقه الإمام جعفر الصادق عليه السّلام » ، در بحث « الولاية » ، اين موضوع را بررسى كرديم و با دليل عقلى و روايى ثابت نموديم كه كسى درباره ازدواج دختر بالغ و عاقل ، ولايت نداشته و او در اين كار ، استقلال تمام دارد . افزون بر اين ، بسيارى از فقيهان و بزرگان بر اين عقيدهاند . از جمله مىتوان به صاحب جواهر و صاحب مسالك « 1 » اشاره كرد . شيخ محمد حسن نجفى در جواهر مىنويسد : « كسى كه كوچكترين دستى در فقه دارد ، شايسته نيست در اين مسأله توقف نموده و از فتوا دادن بپرهيزد . . . چيزى كه هست ، مستحب است دختر ، تصميم ولى خود را بر اراده خويش مقدم بدارد . » « 2 » ما نيز در اينجا ، كلام امام عليه السّلام را بر استحباب اجازه از ولى تفسير مىكنيم .
خامسها : و في حديثه عليه السلام : « إنّ الإيمان يبدو لمظة في القلب كلّما ازداد الإيمان ازدادت اللّمظة . »
ترجمه : ايمان نقطهاى نورانى در قلب پديد مىآورد ، و هرچه ايمان رشد كند ، آن نيز فزونى مىيابد .
شرح : « لمظة » جانشين مفعول مطلق و منصوب بوده و تقدير آن چنين است : « يبدو بدوّ اللّمظة » و چنان كه سيد رضى گفته ، به معناى نقطه سفيد و نورانى است . جمله اينگونه معنا مىشود : ايمان در ابتدا به صورت ضعيف
هامش
( 1 ) . مسالك الافهام ، ج 8 ، ص 432 .
( 2 ) . جواهر الكلام ، ج 29 ، ص 183 .