سيد رضى كه عبارت حاضر را داراى اضافهاى مفيد افزون بر سابق مىداند ، درست نيست .
شريف رضى در اين قسمت نه جمله شگفت و نيازمند تفسير را از امام عليه السّلام نقل مىكند :
260 - أوّلها : و في حديثه عليه السلام : « فإذا كان ذلك ضرب يعسوب الدّين بذنبه فيجتمعون إليه كما يجتمع قزع الخريف . »
ترجمه : چون آنگونه شود ، پيشواى دين قيام كند و مسلمانان ، چونان ابر پاييزى بر دورش گرد آيند .
شرح : « اليعسوب » پيشواى بزرگ و داراى اختيار امور مردمان ؛ « القزع » پارهاى ابر نازك و غالبا بىباران . امام عليه السّلام در اين سخن به ظهور حضرت مهدى عج اللّه التعالى الشريف در آخر الزمان اشاره فرموده است .
ثانيها : و في حديثه عليه السلام : « هذا الخطيب الشّحشح . »
ترجمه : اين سخنران ماهر است . « 1 »
شرح : شريف رضى مىگويد : مقصود سخنران زبر دست و ماهر است و « شحشح » به هر كسى مىگويند كه خوب حرف مىزند يا راه مىرود ، ولى در ديگر موارد ، معناى بخيل و خسيس دارد .
هامش
( 1 ) . اين سخن درباره صعصعة بن صوحان است كه از سخنوران بود . همين افتخار براى صعصعه بس كه فردى چون على عليه السّلام او را مىستايد و به مهارت در سخنورى وصف مىكند . البيان و التبيين ، جاحظ ، ج 1 ، ص 97 ؛ الغارات ، ج 2 ، ص 890 ؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 54 .