ثالثها : و في حديثه عليه السلام : « إنّ للخصومة قحما . »
ترجمه : دشمنى ، خطرگاهها و سختىهايى هلاك كننده دارد .
شرح : شريف رضى مىگويد : « القحم » خطرگاهها ، زيرا دشمنى ، سبب به خطر افتادن و نابودى اهلش مىشود . « قحمة الأعراب » نيز به همين معنا است و به روزگار سختى اعراب و از دست رفتن اموالشان گفته مىشود . وجه ديگر در معناى آن ، اينكه : « تقحمهم بلاد الرّيف » ؛ يعنى : سختى و خشكسالى ، آنان را از بيابان به شهرهاى آباد كشاند . در شرح حكمت 298 توضيح بيشترى خواهد آمد : « كسى كه در دشمنى زيادهروى كند گناهكار است . . . » « 1 »
رابعها : و في حديثه عليه السلام : « إذا بلغ النّساء نصّ الحقاق فالصبة أولى . »
ترجمه : هنگامى كه زنان بالغ شوند ، خويشان پدرى آنان [ براى شوهر دادن ] سزاوارترند .
شرح : « النّص » بلوغ و تمييز ؛ « الحقاق » اقامه دعوى كردن . معناى [ بخش نخست سخن ( جمله شرط ) ] آن است كه : هرگاه دخترى به سن بلوغ و تشخيص رسيد ؛ بهطورى كه براى اقامه دعوا و دفاع از خود ، اختيار كامل دارد . . . .
« العصبة » خويشاوندان پدرى . مقصود امام عليه السّلام [ از تمام عبارت ] اين است كه با بلوغ دختر و فرا رسيدن سن ازدواج ، در صورت نبود پدر ، خويشاوندان
هامش
( 1 ) . « من بالغ في الخصومة أثم . . . » .