است [ : « گواهى دادن » ( يا شهادت و مرگ ) را براى به دست آوردن حقوق انكار شده قرار داد ] .
( و ترك الكذب تشريفا للصّدق ) بىشك ، راستى فضيلت است ، ولى نه به خودى خود ؛ بلكه بدين سبب كه مايه حيات انسان بوده و بدون آن زندگى به هم مىريزد . ازاينرو ، دروغ گفتن با هدف باز داشتن ستمگر از ستم ، آشتى بين افراد و آرام نمودن بيمار جايز است .
( و السّلام أمانا من المخاوف ) مفسران ، « سلام » را در اينجا به معناى سلام متعارف و جواب آن دانستهاند . « 1 » اين تفسير با ظاهر كلام نمىسازد ، زيرا « المخاوف » به بروز جنگ دو سويه در سطحى وسيع اشاره مىكند . جنگهاى آتشين ، خرابى ، كشته و آواره به بار مىآورد و جنگهاى سرد ، رنج ، نگرانى ، فقر و بيچارگى برجا مىگذارد و هر دو سبب محروم ماندن ملتها از آرامش و غذا و صرف سرمايهها در پايگاههاى نظامى مىگردند . روشن است كه صلح و امنيت اجتماعى ، ترس و محنت را بر طرف مىكند [ و مقصود امام عليه السّلام از « سلام » ، همين است . ]
( و الأمانة نظاما للامّة ) امانت همچون راستى است و پايههاى نظام اجتماعى جز با آن دو برپا نمىماند . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله اين دو را در كنار هم قرار داده و مىفرمايد : « به فراوانى نماز ، روزه ، حج ، مناجات شبانه و ديگر كارهاى نيك آنها اعتنا نكنيد . بنگريد كه راستگويى و امانتدارىشان نسبت به
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 19 ، ص 89 .