تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
اين ، فقيهى كه به جواز آن حكم كرده باشد ، نمىشناسيم ؛ تنها ، در كتاب وسائل الشيعه ، عنوان « جواز استحلاف الظالم بالبرائة من حول اللّه و قوته » [ ؛ جواز سوگند برائت از قدرت و نيروى الاهى ] آمده « 1 » و از آن بر مىآيد كه مقصود شيخ حرّ عاملى ، فتوا به جواز اين كار بوده است . با همه اين ، احتياط اقتضا مىكند كه آن را جز در مورد كسى كه كشتنش جايز است ، انجام ندهيم . بر اين اساس مىتوان گفت ، مراد امام عليه السّلام نيز از جواز سوگند برائت ، ستمكارى است كه به دليلى قتلش جايز باشد و رواياتى كه سوگند دادن را حرام نموده‌اند ، درباره كسى است كه كشتنش جايز نيست . با اين بيان ، كلام امام عليه السّلام با ديگر روايات هماهنگ است .

253 - و قال عليه السلام : « يا ابن آدم كن وصي نفسك في مالك و اعمل فيه ما تؤثر أن يعمل فيه من بعدك . »

ترجمه : اى فرزند آدم ، خود وصى مال خويشتن باش ؛ امروز به‌گونه‌اى از آن استفاده كن كه دوست دارى پس از مرگت عمل كنند . شرح : معمولا انسان‌ها بخشى از دارايىهايشان را براى كارهاى نيك پس از مرگ خود سفارش مىكنند . امام عليه السّلام به اين دسته از افراد مىفرمايد : چرا پس از مرگ ؟ تا زنده هستيد ، كارى را كه براى پس از مرگ بر عهده ديگران
هامش
- خود پناه مىبرم كه جعفر بن محمد عليهما السّلام چنين و چنان كرد . پس مرد از اين كار خوددارى نمود . . . كشف الغمة ، ج 2 ، ص 158 ؛ بحار الأنوار ، ج 47 ، ص 182 ، ح 26 ؛ العقد الفريد ، ج 2 ، ص 28 . ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 167 ، باب 33 ، ح 2 ، دار الكتب الإسلامية .