نجواى درون آدمى است . تلاوت همراه با انديشه كلام خدا ، در جان آدمى اثر گذارده ، او را به اطاعت از پروردگار و دورى از اسباب خشم او فرا مىخواند .
( و من لهج قلبه بحبّ الدّنيا التاط قلبه منها بثلاث . . . ) « التاط » پيوستن و چسبيدن ؛ « لا يغبّه » از او جدا نمىشود . كسى كه دنيا را وجهه همت خود قرار دهد ، بلايا و سختىها به او روى مىكند و زندگىاش را در اندوه از دست دادن داشتهها و نيز سرگرم طمعورزى و فريفته آرزوهاى دروغين و دست نايافتنى به سر خواهد كرد . گفتنى است سخنان امام عليه السّلام درباره دنيا ، شاخهها و جلوههاى گوناگون دارد .
[ 228 - و قال عليه السلام : « كفى بالقناعة ملكا و بحسن الخلق نعيما » . . . ]
228 - و قال عليه السلام : « كفى بالقناعة ملكا و بحسن الخلق نعيما » و سئل عليه السلام عن قوله تعالى
فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً ،
فقال : « هي القناعة »
ترجمه : آدمى را قناعت ، براى دولتمندى و خوش خلقى براى فراوانى نعمتها كافى است . از امام عليه السّلام درباره آيه ( نحل / 97 ) « . . . قطعا او را با زندگى پاكيزهاى ، حيات [ حقيقى ] بخشيم » ، پرسيدند . فرمود : مقصود زندگى با قناعت است . « 1 »
هامش
( 1 ) . بىترديد زندگى پاكيزه ، همان بىنياز زيستن است و بىنيازى در قانع بودن . توضيح اينكه ، اگر ملاك ثروت و بىنيازى محتاج نبودن به ديگران است ، ثروتمندترين مردمان فردى است كه خواستهاش از آنان كمتر باشد و قانع چنين كسى است . در همين راستا ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله مىفرمايد :
« ليس الغني بكثرة العرض و إنّما الغني غني النّفس » ( بىنيازى به فراوانى بهرههاى دنيا نيست ، بلكه -