آفريده است » ، « 1 » نيست . سخن ايشان در اين حكمت ، مانند اين بيان است :
« پيش از سفر ، همراهى برگزينيد » « 2 » كه تنها سفارشى براى بىكس نماندن در رويدادهاى احتمالى ناگوار و گم كردن راه به شمار مىآيد . « 3 »
مراد از « الحظّ » توفيق الاهى براى زمينهسازى راه پيشرفت و فراهم آوردن اسباب آن است .
يكى از شارحان سخنى شگفت دارد : « امام عليه السّلام در اين حكمت بلند ، به اصل مهم اقتصادى اشاره دارد كه امروزه در عصر پيشرفت و شكوفايى علمى ، به عنوان اساس زندگى اجتماعى قلمداد مىشود . » به باور ما ، جايگاه علمى امام عليه السّلام بىنياز از تكلّف و فلسفهبافى است . گفته اين شارح مانند كسى است كه مىخواهد قوانين دريا را از آيه قرآن استنباط نمايد : « و دو دريا يكسان نيستند : اين يك ، شيرين تشنگى زدا [ و ] نوشيدنش گوارا است و آن يك ، شور تلخ مزه است و از هر يك گوشتى تازه مىخوريد و زيورى كه بر تن مىكنيد ، بيرون مىآوريد . كشتى را در آن ، موج شكاف مىبينى . [ اين همه براى آن است ] تا از فضل او [ روزى خود را ] جستجو كنيد و اميد كه سپاس بگزاريد . » « 4 »
هامش
( 1 ) . « لا تكن عبد غيرك و قد جعلك اللّه حرّا » نامه 30 .
( 2 ) . « سل عن الرّفيق قبل الطّريق » ( همان ) .
( 3 ) . به اين گونه از اوامر ، اصطلاحا اوامر ارشادى مىگويند . براى توضيح بيشتر به كتابهاى اصول فقه مراجعه كنيد ( مترجم ) .
( 4 ) .وَ ما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَ مِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَواخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَفاطر / 35 : 12 .