تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
اندوهى كه او را رها نمىكند ، حرصى كه او را ترك نمىنمايد و آرزويى كه آن را در نيابد . شرح : ( من أصبح علي الدّنيا حزينا فقد أصبح لقضاء اللّه ساخطا ) كسانى كه دنيا را يگانه هدف خويش قرار دهند ، با رسيدن به بهره‌هاى آن شاد مىشوند و با از دست دادن اموال پوچ آن غمگين . در واقع چيزى جز پاداش پيشاپيش دنيا ، آنان را از خدا خشنود نمىكند . اينان مصداق اين آيه‌اند كه مىفرمايد : « و برخى از آنان در [ تقسيم ] صدقات بر تو خرده مىگيرند . پس اگر از آن [ اموال ] به ايشان داده شود خشنود مىگردند ، و گرنه ناگاه به خشم مىآيند . » « 1 » ( و من أصبح يشكو مصيبة نزلت به فقد أصبح يشكو ربّه ) سخن گفتن از مصيبت با هدف آرام گرفتن قلب ، گناه به شمار نمىآيد ، ولى هرگاه با اظهار ناخرسندى از بلاى روى داده و شكايت از خداى بزرگ همراه شود ، معصيت است . در حكمت 421 توضيح و تكميل كلام امام عليه السّلام مىآيد : « كسى كه از نياز خود نزد مؤمنى گفت‌وگو كند ، گويى آن را به پيشگاه خدا برده و كسى كه از نيازمندى خود نزد كافرى گلايه نمايد ، گويى از خدا شكوه كرده است . » « 2 » ( و من قرأ القرآن فمات فدخل النّار فهو ممّن كان يتّخذ آيات اللّه هزوا ) بىشك براى دريوزگى قرآن خواندن و يا در آميختن آن با آواز و موسيقى ، نمونه‌هاى روشنى از به سخره گرفتن كلام خدا به شمار مىآيند . قرآن سخن عقل و سبب ايمان و فرمانبردارى خرد از آن ، نداى قلب و مايه آرامش و فروتنى و
هامش
( 1 ) .وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُونَتوبه / 9 : 58 . ( 2 ) . « من شكا الحاجة إلي مؤمن فكأنّه شكاها إلي اللّه و من شكاها إلي كافر فكأنّما شكا اللّه » .