شرح : از ويژگىهاى انسان بزرگمنش ، فروتنى نسبت به فرودستان ، بردبارى در رفتار با سفيهان و بالاتر از همه ، ناديده گرفتن عيبهاى قابل چشمپوشى ديگران و خوددارى از گسترش آن است . « 1 »
222 - و قال عليه السلام : « من كساه الحياء ثوبه لم ير النّاس عيبه . »
ترجمه : آنكس كه لباس حيا بپوشد ، مردم عيبش را نمىبينند .
شرح : حيا از كار ننگين ، فضيلتى است كه سبب شفاعت در نزد مردم از برخى زشتىها مىشود . به عكس ، شرم از انجام كارهاى نيك همچون پرسش از امور دينى و يا زندگى با تلاش و زحمت نكوهيده است ؛ گرچه جاهلان آن را نيكو بشمارند . پيش از اين چندين بار و از جمله در شرح حكمت 20 از شرم سخن گفتهايم . « 2 » و « 3 »
هامش
( 1 ) . گفتهاند : خود را به بىخبرى زدن ، نشانه آقايى است . ابو تمّام چنين مىسرايد :« ليس الغبي به سيد في قومه * لكنّ سيد قومه المتغابي »ناآگاه ، در بين قبيله خود قدرت ندارد ، بلكه آنكس كه خود را به بىاطلاعى بزند ، [ و از بدى ديگران چشم بپوشد ، ] توانمند است . ديوان ابو تمّام ، ج 1 ، ص 93 .
شرح ابن ابى الحديد ، ج 19 ، ص 44 .
( 2 ) . « الحياء بالحرمان » ( شرم ، با محروميت همراه است ) .
( 3 ) . برخى حكيمان گفتهاند : حيا به معناى خوددارى از زشتىها و از ويژگىهاى انسان است ؛ مانند خنديدن كه به انسان اختصاص دارد و عرض خاص او است . نخستين فهم كودك از جهان پيرامون خود ، حيا است . ويژگى ياد شده ، سبب مىگردد تا انسان از ناشايستىهايى كه نفسش بدان مشتاق است دورى كرده و از مرز حيوان بودن بيرون آيد . نكته ديگر اينكه ، حيا مركب است از ترس و پاكى و فرد باحيا نمىتواند فاسد باشد ، زيرا پاكى و فساد با هم نمىسازند . راه به دست آوردن حيا آن است كه به هنگام اشتياق براى انجام زشتىها ، كسى برتر از خود را در نظر -