براى ديگران سودمند باشد . » « 1 »
( و المودّة قرابة مستفادة ) « القرابة » از « قرب » به معناى نزديكى است و گاه مانند خويشاوندى ، به طور طبيعى حاصل مىشود و گاه همچون دوستى به دست آوردنى است . با وجود اين ، معناى دوستى قوىتر از خويشاوندى و فاميلى به نظر مىرسد . به راستى خويشاوندى بدون محبت و زندگى بدون دوست داشتن بىفايده و تلخ است و چيزى زيباتر از صداقت ، وفادارى ، رازگويى و گشايش نيست .
( و لا تامننّ ملولا ) [ به كسى كه به ستوه آمده ، اعتماد نكن ، ] زيرا ملال و خستگى نه تنها آفت دوستى كه آفت زندگى است . به همين سبب انسان بى قرار ، به اين سو و آن سو مىرود ، كارى را در نيمه رها مىنمايد و بىدليل دورى مىكند و يا نزديك مىشود .
211 - و قال عليه السلام : « عجب المرء بنفسه أحد حسّاد عقله . »
ترجمه : خودپسندى يكى از حسودان عقل است .
شرح : از يكسو ، سرسختترين دشمنان كسى است كه به سبب هر خيرى كه به انسان مىرسد ، حسد ورزيده و تمام تلاش خود را براى از بين بردن آن به كار گيرد و از سوى ديگر ، خودبينى ، عقل را از كار مىاندازد و مانع تربيت نفس و هدايت آن به كمال مىشود . بنابراين خودپسندى ، به
هامش
( 1 ) . « خير النّاس من انتفع النّاس به » مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 78 ، ح 4 ؛ أمالى ، شيخ صدوق ، ص 28 ، ح 4 ؛ الاختصاص ، ص 243 .