تا چارهاى شرعى بينديشد . ابو يوسف رو به عيسى گفت : نيمى از آن را به فروش و نيم ديگر را ببخش . با اين كار ، سوگند خود را نشكستهاى ، زيرا نه همه آن را فروختهاى و نه آزاد كردهاى . عيسى چنين كرد و كنيز را در همان مجلس در اختيار هارون قرار داد . هارون گفت : يك مشكل ديگر باقى مانده است . او كنيزى است كه نياز به عده دارد و تا مدتى نبايد از او بهرهمند شوم .
راه حلى ارائه كن . ابو يوسف گفت : او را آزاد كن و آنگاه به عقد خويش درآور . در اين صورت نياز به عده ندارد . هارون چنين كرد و دويست درهم به ابو يوسف پاداش داد . همه اين ماجرا در يك لحظه رخ داد . » « 1 » اين چنين ، روحانيان دورو و كاهنان بدكردار ، دين را بر اساس ميل كسانى كه به آنها پول مىدهند ، در مىآورند .
( و من التّوفيق حفظ التّجربة ) پيروزى انسان در تجربه براى كشف حقايقى كه مردم همواره از آن بهرهمند شوند ، توفيق و عنايت خدا است ؛ مانند پزشكى كه دارويى جادويى براى چيرگى بر ريشه و عامل بيمارىها كشف مىكند ، يا دانشمندى كه دستگاهى براى نزديك كردن دورها و آسان كردن سختىها مىسازد و . . . بىترديد اينان از دوستان خدا و اهل جهاد به شمار مىروند ، زيرا هزاران تجربه را به كار بسته و براى خوشبختى بندگان خدا ، از جسم و جان خود مايه مىنهند . خداوند آنان را يارى كرده و دين خود را گسترش مىبخشد . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله مىفرمايد : « بهترين مردم كسى است كه
هامش
( 1 ) . نك : وفيات الاعيان ، ج 4 ، ص 254 ؛ و نيز : تاريخ بغداد ، ج 14 ، ص 253 ؛ براى نمونههاى بيشتر نك : تاريخ الخلفا ، ص 291 - 292 .