دورى از او را جزاى خيانتش قرار ده و با انديشه در كار او ، خود را نيازار .
( و الاستشارة عين الهداية ) مشورت ، چشم هدايت است ، زيرا سبب بهرهمندى از عقل ديگران مىشود . نمونه اين سخن در حكمت 160 آمد :
« هر آنكس با ديگران مشورت كند ، در عقل آنان شريك مىگردد . » « 1 »
( و الصّبر يناضل الحدثان ) « الحدثان » فراز و نشيب روزگار . يگانه درمان مصيبتهاى روزگار ، بردبارى و خردورزى است و بىصبرى ، بلا را دوچندان مىكند . توضيح بيشتر در شرح حكمت 188 بيان شد : « كسى را كه شكيبايى نجات ندهد ، بىتابى هلاكش گرداند . » « 2 »
( و أشرف الغني ترك المني ) پيشتر همين عبارت در حكمت 34 آمد :
« برترين بىنيازى ترك آرزوها است . »
( و كم من عقل أسير تحت هوي أمير ) « أمير » صفت « هوى » است . على القاعده ، بايد عقل ، فرمانروا و اسير كننده هوس باشد ، ولى در بيشتر مردم به عكس ، عقل دربند ميل و هوس قرار مىگيرد . در اينباره داستان شگفت انگيز زير خواندنى است : ابن خلكان در « وفيات الأعيان » و در شرح حال قاضى ابو يوسف ، يار و شاگرد ابو حنيفه مىنويسد : « هارون الرشيد ، به كنيز عيسى بن جعفر شديدا علاقمند شد . از او خواست تا كنيز را به وى ببخشد و يا بفروشد . عيسى گفت : سوگند خوردهام اگر چنين كنم ، همه دارايى خود را صدقه داده و كنيزان و همسرانم را آزاد نمايم . هارون از ابو يوسف خواست
هامش
( 1 ) . « من شاور الرّجال شاركها في عقولها » .
( 2 ) . « من لم ينجه الصّبر أهلكه الجزع » .