194 - و قال عليه السلام و قد مرّ بقذر على مزبلة : « هذا ما بخل به الباخلون » و روي في خبر آخر أنّه قال : « هذا ما كنتم تتنافسون فيه بالأمس . »
ترجمه : بر سر راه از كنار مزبلهاى عبور مىكرد . فرمود : اين همان است كه بخيلان به آن بخل مىورزند . و در روايت ديگرى آمده است : اين چيزى است كه ديروز بر سر آن رقابت مىكرديد .
شرح : معنا روشن است و نيازى به تفسير آن نيست . با اين حال ممكن است كسى گمان كند فرمايش حضرت ، مؤيد سخن آنانى است كه انگيزه همه كارهاى انسان را امور مادى و اقتصادى مىدانند . [ ازاينرو ، توضيح زير لازم به نظر مىرسد . ] بىترديد ، مال و ثروت ، انسان را به طمعورزى ، بخل ، سودجويى ، خودبينى ، تكبر ، رقابت ، درگيرى و خونريزى مىكشاند ، ولى بايد دانست تنها سبب و يگانه انگيزه كار و تلاش به شمار نمىرود و محركهاى غير مادى ديگرى مانند ايمان دينى و وطنى ، دوستى پدر و فرزندى ، شهرتجويى و جاهطلبى سبب انگيزش انسان مىگردد . آيا ديدگاه كسى را كه زندگى آزادانه و همراه با فقر و گرسنگى را بر خوشگذرانى اسيرانه ترجيح مىدهد ، جز اين مىتوان تفسير نمود ؟ ساليان پيش معاويه دخترى از زنان باديه را به همسرى گرفت و برايش در كاخهاى بلند پايتخت منزلى برگزيد . دختر در آرزوى خيمه پشمين صحرا چنين سرود : « خانهاى را كه