تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
ازاين‌رو ، كسى كه به سبب شرم و خجالت به خواسته‌ات پاسخ دهد ، سودى به حالت نداشته و بينش درست خود را از دست خواهد داد ، ولى هرگاه با آگاهى و رضايتمندانه به سويت بيايد ، فرمانبردار تو گشته و با فداكارى به سخنانت گوش فرا مىدهد . با بيان بالا ، تفسير اين كلام خدا روشن مىشود كه فرمود : « در دين هيچ اجبارى نيست » ، « 1 » زيرا دين ، باور است و با زور به دست نمىآيد . ازاين‌رو ، نمىتوان كارى كه از روى بىميلى و اجبار انجام شود را دينى ناميد ، مگر اين كه انسان با آزادى و اختيار ، خود را به كارى وادارد .

[ 193 - و كان عليه السلام يقول : « متى أشفي غيظي إذا غضبت ؟ . . . ]

193 - و كان عليه السلام يقول : « متى أشفي غيظي إذا غضبت ؟ أ حين أعجز عن الانتقام فيقال لي : لو صبرت ! أم حين أقدر عليه فيقال لي : لو عفوت ! » ترجمه : به هنگام خشم ، چه زمانى آن را فرو نشانم ؟ آن هنگام كه قدرت انتقام ندارم و به من بگويند : « اگر صبر كنى بهتر است ! » يا آن‌گاه كه توان كيفر دارم و به من بگويند : « اگر ببخشايى ، خوب است ! » شرح : اسلام همان‌گونه كه دين آزادى و برابرى است ، دين گذشت و مهربانى نيز هست . خداوند سبحان مىفرمايد : « و جزاى بدى ، مانند آن ، بدى است . پس هر كه درگذرد و نيكوكارى كند ، پاداش او بر [ عهده ] خدا
هامش
( 1 ) .لا إِكْراهَ فِي الدِّينِبقره / 2 : 256 .