شوند و اين چنين ، آسودگى و آرامش را از انسان مىگيرند . ( و لا ينال العبد نعمة إلّا بفراق اخري ) [ انسانها براى رسيدن به يك نعمت ، ديگرى را از دست مىدهند . ] براى نمونه نعمت همسردارى و زندگى مشترك ، سبب از بين رفتن تجرّد و آزادى از بند مسئوليت مىشود . ( و لا يستقبل يوما من عمره إلّا بفراق آخر من أجله ) معناى عبارت روشن است و مانند آن در خطبه 145 بيان شد . « 1 » ( فنحن أعوان المنون . . . ) « المنون » مرگها . با گذشت عمر در پس روزها و شبها ، مرگ را در چيرگى بر خويش يارى مىرسانيم . ( لم يرفعا من شيء شرفا . . . ) ضمير تثنيه ( الف ) به شب و روز ( اللّيل و النّهار ) بر مىگردد . معناى عبارت چنين مىشود : حقيقتا بهره دنيا اندك است . گاه آراسته و زيبا است ، قصرها بنا كرده و مال مىاندوزد ، ولى خوشىهايش ديرى نمىپايد و از بلايش ايمنى نيست . به سرعت ويران و نابود مىشود .
191 - و قال عليه السلام : « يا ابن آدم ما كسبت فوق قوتك فأنت فيه خازن لغيرك . »
ترجمه : اى فرزند آدم ، آنچه را كه بيش از نياز خود فراهم كنى ، براى ديگران اندوختهاى .
شرح : اگر تمام دنيا را در اختيار داشته باشى ، سهم تو تنها به اندازهاى است كه مىخورى ، مىنوشى و مىپوشى و بقيه ، در حكم جابجايى كالا
هامش
( 1 ) . « و لا يعمّر منكم يوما من عمره إلّا بهدم آخر من أجله » ( روزى از عمر سالخوردهاى نمىگذرد مگر به ويرانى يك روز از مهلتى كه دارد . )