گرچه دارايى از راه خويشاوندى به ارث مىرسد و انسان با همراهى و دوستى از دانش و دين ديگرى بهره مىبرد ، ولى وصايت ، وكالت ، نمايندگى ، وزارت و مناصبى از اين دست ، تنها با لياقت و شايستگى به دست مىآيند . با اين وصف ، حكم خلافت و رياست عمومى در امور دين و دنياى مردم كه به نمايندگى از رسول خدا انجام مىشود ، روشن است و تنها از طريق وحى امكانپذير است .
امام عليه السّلام با اين سخن ، ادعاى كسى كه خود را به سبب همنشينى و خويشاوندى با پيامبر شايستهترين فرد براى خلافت مىداند ، رد مىكند .
ايشان به ماجراى شورا اعتراض كرده و مىگويد : چگونه شورايى بود كه رأى دهندگان و بزرگان صحابه حاضر نبودند و اختلاف نظر شركتكنندگان با يكديگر به اندازهاى بود كه برخى به روى بيعتكنندگان با ابو بكر شمشير كشيدند ؟ ! « 1 » در اين باره ، كتابهاى تاريخ گواه و شاهد است و پيشتر نيز در همين زمينه سخن گفته شد .
[ 190 - و قال عليه السلام : « إنّما المرء في الدّنيا غرض تنتضل فيه المنايا ]
190 - و قال عليه السلام : « إنّما المرء في الدّنيا غرض تنتضل فيه المنايا و نهب تبادره المصائب و مع كلّ جرعة شرق و في كلّ أكلة غصص و لا ينال العبد نعمة إلّا بفراق اخرى و لا يستقبل يوما من عمره إلّا بفراق آخر من أجله فنحن أعوان المنون و أنفسنا نصب الحتوف
هامش
- و إن كنت بالقربى حججت خصيمهم فغيرك أولى بالنّبى و أقرب
( 1 ) . الإمامة و السياسة ، ابن قتيبه ، ص 9 ، سال 1957 م .