188 - و قال عليه السلام : « من لم ينجه الصّبر أهلكه الجزع . »
ترجمه : كسى را كه شكيبايى نجات ندهد ، بىتابى هلاكش گرداند .
شرح : معناى اين حكمت بسيار روشن است . در تلخى صبر شكى نيست ، ولى ناشكيبايى تلختر و مصيبتبارتر از آن و نشان ويژه ضعيفان و كودكان است . افزون بر اين ، بلاى دين را هم به بلاى دنيا مىافزايد . در مقابل ، شكيبايى شعار پرهيزگاران است و پاداشى بزرگ در نزد خدا دارد .
چنانكه گفتيم ، حكمت ياد شده معنايى روشن دارد . با اين حال مفهوم آن بر ابن ابى الحديد پنهان مانده و ازاينرو دست به توجيه و تأويل آن زده است . « 1 » جاى شگفتى است كه اديبى بزرگ همچون او ، معناى واضح حكمت را نفهميده است . وه چه اندكند كسانى كه دچار لغزش و فراموشى نگردند !
189 - و قال عليه السلام : « وا عجباه أ تكون الخلافة بالصّحابة و القرابة . »
ترجمه : شگفتا [ آيا معيار ] خلافت صحابى بودن و خويشاوندى است ؟ !
شرح : شريف رضى مىگويد : در همين زمينه شعرى از امام عليه السّلام نقل شده [ كه به ابا بكر فرمود ] : اگر ادّعا مىكنى با شوراى مسلمانان به خلافت رسيدى ، چه شورايى بود كه رأى دهندگان حضور نداشتند ؟ و اگر خويشاوندى را حجّت مىآورى ، ديگران از تو به پيامبر نزديكتر و سزاوارترند . « 2 »
هامش
( 1 ) . نك : شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 415 .
( 2 ) . فإن كنت بالشورى ملكت امورهم فكيف بهذا و المشيرون غيب -