تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
مىرود زيانبار است . با اين حال گمان مىكند سودى هم به او مىرسد . از اين رو علم خود را رها كرده و به دنبال گمان مىرود . كمى پيش‌تر به راز مطلب اشاره كرده و گفتيم از يك سو ، سرچشمه دانش ، عقل و وحى و منشأ گمان ، احساس است و از سوى ديگر ، كارهاى بيشتر مردم بر اساس احساس و عاطفه انجام مىگيرد . ( يخاف علي غيره بأدني من ذنبه ) پند مىدهد و پند نمىگيرد . ( و يرجو لنفسه بأكثر من عمله ) كم كار مىكند و مزد فراوان مىطلبد . ( إن استغني بطر و فتن و إن افتقر قنط و وهن ) عطف تفسيرى بر جمله پيشين است : « يعجب بنفسه إذا عوفى و يقنط إذا ابتلى ؛ در سلامت ، مغرور و در گرفتارى نااميد است . » ( يقصّر إذا عمل و يبالغ إذا سأل ) وظيفه‌اش را انجام نمىدهد و بر غير حق خود پافشارى مىكند . ( إن عرضت له شهوة أسلف المعصية و سوّف التّوبة ) « أسلف » مىشتابد ؛ « سوّف » سستى مىكند . به سوى حرام مىشتابد و واجب را رها مىكند ؛ گويا واجب بر او حرام و حرام واجب شده است . مانند همين سخن در خطبه 103 گذشت : « اگر به ميوه دنيا دعوت شود ، تلاش مىكند ، ولى هرگاه به نعمت‌هاى آخرت فرا خوانده شود ، سستى مىورزد . » « 1 » ( و إن عرته محنة انفرج عن شرائط الملّة ) هرگاه به بلايى دچار شود ، از دين و عقل خود خارج مىگردد . پيش‌تر كلام امام عليه السّلام در حكمت 107 به همراه شرح آن بيان شد :
هامش
( 1 ) . « إن دعي إلي حرث الدّنيا عمل و إن دعي إلي حرث الآخرة كسل كأنّ ما عمل له واجب عليه و كأنّ ما وني فيه ساقط عنه » .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 242 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / محمد جواد معمورى