تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
( يقول في الدّنيا بقول الزّاهدين و يعمل فيها به عمل الرّاغبين ) هيچ‌گاه بين گفتار و كردار او ارتباطى وجود ندارد . ( إن اعطي منها لم يشبع و إن منع منها لم يقنع ) گرفتار بيمارى پرخورى است و راهى براى سير شدن و يا درمانى براى درد خود نمىيابد . ( يعجز عن شكر ما اوتي . . . ) مىگويد ولى عمل نمىكند ، مىخورد و سير نمىشود ، زياده خواه است ، ولى شايسته كمترين چيزى نيست . تنها سزاوار [ تنبيه و ] پس گردنى است ! ( يحبّ الصّالحين و لا يعمل عملهم و يبغض و المذنبين و هو أحدهم ) در ديدگاه او فضيلت ، نيكو و گناه ، زشت است . با اين حال در عمل ، آگاهانه به گناه نزديك مىشود . در واقع ، در رفتار خويش از منطق عاطفه استفاده مىكند و از عقل بهره‌اى نمىبرد . بيشتر ما انسان‌ها اين‌گونه‌ايم . در جايى خواندم كه برخى از دانشمندان و نوابغ به خرافه و اسطوره باور دارند ! حقيقت آن است كه آنان تنها در حرفه خويش با عقل و انديشه رفتار مىكنند ، ولى در غير از آن ، از تربيت ، عاطفه و محيط خود تأثير مىگيرند . زشت‌ترين خطا و تهديد ، تفسير كردن خرافه به دانش و گناه به دين است . ( يكره الموت لكثرة ذنوبه و يقيم علي ما يكره الموت من أجله ) به روز حساب ايمان دارد و مىداند گنهكار است و به سبب گناه عذاب خواهد شد . با اين حال ، گناهان ديگرى بر خود مىافزايد . جاى شگفتى نيست ، زيرا عامل اصلى انگيزنده انسان تا زمانى كه عقل يا دين بر او حاكم نشوند ، احساس او است . متخصصان به حقيقت ياد شده پى برده و گفته‌اند : تربيت اخلاقى با پند دادن و خواندن كتاب حاصل نمىشود . بايد انسان را از كودكى و زمان رشد ، به