تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
شگفت‌تر از آن ، موعظه‌گرانىاند كه مردم را از فراموش كردن مرگ مىترسانند و خود نمىترسند و چيزى مىگويند كه بدان عمل نمىكنند . ( و عجبت لمن أنكر النّشاة الاخري و هو يري النّشأة الاولي ) كسى كه با وجود ديدن آفرينش الاهى ، به او كافر شود كارى شگفت كرده است ! از او تعجب برانگيزتر ، كسى است كه با ديدن آثار و آفريدگان خدا به او ايمان آورد ، ولى روز قيامت را نپذيرد ؛ آن‌كه آفرينش را آغاز نموده ، بر برگرداندن آن توانا و برايش آسان‌تر است . « آيا انسان به ياد نمىآورد كه ما او را پيش از اين آفريديم و حال آن‌كه چيزى نبوده است ؟ « 1 » » منكر رستاخيز ، خواسته يا ناخواسته وجود خدا را رد مىكند ، زيرا انكار قيامت به معناى نپذيرفتن قدرت خداوند و در نتيجه انكار ذات او است . پيش از اين بارها درباره روز قيامت گفت‌وگو كرده‌ايم . ( و عجبت لعامر دار الفناء و تارك دار البقاء ) وجود انسان در زندگى همچون سايه او در آينه است و هردو رو به فنا و نابودىاند . تنها فرق آنها در كوتاهى و بلندى زمان نابودى است . از طرفى هم ، هرچيز كه مىآيد نزديك است . به حكيمى گفتند : فلانى در حال جان دادن است . گفت : او از زمان ولادت جان مىداده است . آرى ، مرگ نزديك‌ترين چيز به انسان و در مسير او به سوى سراى جاودانه است . با اين حال بسيارى از مردم براى گذرگاه مىكوشند و از اقامتگاه هميشگى غافل‌اند .
هامش
( 1 ) .أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاًمريم / 19 : 67 .