تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
تهيدستان زندگى مىكند ، ولى در آخرت چون سرمايه‌داران محاكمه مىشود . در شگفتم از متكبّرى كه ديروز نطفه‌اى بىارزش بود و فردا مردارى گنديده خواهد بود ! در شگفتم از آن‌كس كه آفرينش پديده‌ها را مىنگرد و در وجود خدا ترديد دارد ! در شگفتم از آن‌كس كه مردگان را مىبيند و مرگ را از ياد برده است ! در شگفتم از آن‌كس كه پيدايش دوباره را انكار مىكند ، در حالى كه پيدايش آغازين را مىنگرد ! و در شگفتم از آن‌كس كه خانه نابود شدنى را آباد مىكند ، ولى جايگاه هميشگى را از ياد برده است . شرح : پيش از اين در حكمت 3 از بخيل سخن گفتيم . معناى سخن امام عليه السّلام در اين‌جا به اختصار چنين است : بخيل به اميد نجات از فقر - كه مرگ بزرگ است - به دنبال كسب مال مىرود ، ولى با رسيدن به آن ، حرص ورزيده و از خرج كردن خوددارى مىكند . او زندگى در اسارت و زندان فقر را برگزيده و اين چنين با خود به مخالفت برمىخيزد . زندگى را بىبهره از نعمت‌هاى دنيا سپرى مىكند و با وجود اين ، در آخرت نيز عذاب خواهد شد . به بيان ديگر ، از ثروتمند سخاوتمند تنها به سبب بهره‌مندى از زينت‌هاى دنيا حسابرسى مىشود ولى بخيل ، لذت و بهره‌اى از دنيا نبرده و با اين حال مؤاخذه مىگردد . از آن‌چه گفتيم استفاده مىشود فقر و نادارى بخيل از ثروتمندى او بهتر است . ( و عجبت للمتكبّر الّذي كان بالأمس نطفة و يكون غدا جيفة ) خودپسندى ، بيمارى و دواى آن بىاعتنايى و تحقير است . نقل كرده‌اند : شخصى به نام « مطرف بن عبد اللّه بن الشخير » ، « مهلب بن ابى صفره » را ديد كه ردايى ابريشمى و داراى نقش و نگار بر تن كرده و با غرور راه مىرفت . به او گفت :