نمىكند ، به آنچه دارد فريفته نگشته ، به خود نمىبالد و در برابر زير دستان فروتن است . ( و طاب كسبه ) كسب پاكيزه ، با عرق پيشانى و دسترنج آدمى به دست مىآيد . در حديث آمده است : مردى با دستانى كه بر اثر كار ، زبر و خشن گشته بود ، با رسول خدا دست داد . حضرت فرمود : « اين دستى است كه خدا و رسول ، آن را دوست دارد ، اين دستى است كه هرگز روى آتش را نخواهد ديد . » « 1 » ( و صلحت سريرته ) [ خوشا به حال كسى كه جانش پاك شده ] خيرخواه همه انسانها ، همراه صاحبان حق و ستمديدگان و دشمن ناحق و ستمگر باشد . در حديث آمده است : « از آزردن مردمان دست بشوى ، زيرا [ همچون ] صدقهاى است كه براى خود مىپردازى . » « 2 » به تعبير ديگر ، در اسلام رها كردن بدىها خود ، نيكى است . ( و حسنت خليقته ) [ « الخليقة » ] حالت طبيعى . نيكويى طبيعت انسان به آن است كه ديگران از شرش در امان ، به خيرش اميدوار و به گفتارش مطمئن باشند . ( و أنفق الفضل من ماله ) از مال خود ، حق خدا و نيازمندان را بپردازيد . ( و أمسك الفضل من لسانه ) تنها زمانى زبان به سخن باز كند كه فايدهاى ببخشد . دانايان گفتهاند : « فرومايگى انسان از سخنان زياد و بىفايده و خبر دادن از چيزى كه از او نپرسيدهاند ، آشكار
هامش
( 1 ) . « هذه يد يحبّها اللّه و رسوله هذه يد لا تمسّها النار أبدا » تاريخ بغداد ، ج 7 ، ص 354 ، رقم 3864 ؛ اسد الغابة ، ج 2 ، ص 269 .
( 2 ) . « كفّ أذاك عن النّاس فإنّه صدقة تتصدّق بها علي نفسك » مسند احمد ، ج 5 ، ص 150 ؛ كنز العمال ، ج 5 ، ص 950 ، ح 43651 ؛ سبل الهدى ، ج 9 ، ص 288 ؛ نيز نك : كافى ، ج 3 ، ص 488 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 472 ، ح 1360 ؛ وسائل الشيعة ، ج 5 ، ص 269 ، ح 3 .