تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
فرمود : « مرگ كسانى كه با چشم خود ديديد ، براى پند گرفتن كافى است . آنها را به گورشان حمل مىكردند ، بىآن‌كه بر مركبى سوار باشند . آنان را در قبر فرود آوردند ، بىآن‌كه خود فرود آيند . [ چنان از يادها رفتند ] گويا از آباد كنندگان دنيا نبودند و آخرت همواره خانه‌شان بود . » « 1 » ( و رمينا بكلّ فادح و جائحة ) [ نشان تيرهاى بلا و آفات قرار گرفتيم . ] از جمله آن‌ها فراموشى مرگ است كه ياد آن ما را از ستم و بدى باز مىدارد .

[ 122 - و قال عليه السلام : « طوبى لمن ذلّ في نفسه و طاب كسبه . . . ]

122 - و قال عليه السلام : « طوبى لمن ذلّ في نفسه و طاب كسبه و صلحت سريرته و حسنت خليقته و أنفق الفضل من ماله و أمسك الفضل من لسانه و عزل عن النّاس شرّه و وسعته السّنّة و لم ينسب إلى البدعة . » ترجمه : خوشا به حال آن‌كس كه خود را كوچك مىشمارد ، كسب و كارش پاكيزه است ، جانش پاك و حالت طبيعىاش نيكو است ، ما زاد بر مصرف زندگى را در راه خدا بخشش مىكند ، زبان را از زياده‌گويى باز مىدارد ، آزار او به مردم نمىرسد ، سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ، او را كفايت كرده و بدعتى در دين خدا به دو نسبت داده نمىشود . شرح : شريف رضى مىگويد : برخى دو حكمت اخير را به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نسبت داده‌اند . ( طوبي لمن ذلّ في نفسه ) به داشتن چيزى كه در او نيست وانمود
هامش
( 1 ) . « فكفي واعظا بموتي عاينتموهم حملوا إلي قبورهم غير راكبين و انزلوا فيها غير نازلين فكأنّهم لم يكونوا للدّنيا عمّارا و كأنّ الآخرة لم تزل لهم دارا » .