118 - و قال عليه السلام : « مثل الدّنيا كمثل الحية لين مسّها و السّمّ النّاقع في جوفها يهوي إليها الغرّ الجاهل و يحذرها ذو اللّبّ العاقل . »
ترجمه : دنيا چون مار سمّى است ؛ پوست آن نرم ، ولى سمّ كشنده در درون دارد . نادان فريب خورده به آن مىگرايد و هوشمند عاقل از آن دورى مىگزيند .
شرح : سرزنش امام عليه السّلام از دنيا ، بىاندازه است . دنيا نابودى ، آزمون ، مصيبت ، رنج ، مار ، خسارت و ديگر چيزهايى است كه پيش از اين ، بارها از آن سخن گفته شد . [ افزون بر اين ، ] گفتهاند : اگر قصد شناخت دنيا را دارى ، ببين در نزد چه كسانى است ؟ !
[ 119 - و سئل عليه السلام عن قريش فقال : « أمّا بنو مخزوم فريحانة قريش نحبّ حديث رجالهم ]
119 - و سئل عليه السلام عن قريش فقال : « أمّا بنو مخزوم فريحانة قريش نحبّ حديث رجالهم و النّكاح في نسائهم و أمّا بنو عبد شمس فأبعدها رايا و أمنعها لما وراء ظهورها و أمّا نحن فأبذل لما في أيدينا و أسمح عند الموت بنفوسنا و هم أكثر و أمكر و أنكر و
هامش
-فإن لم تك تأت من بابها * أتاك عدوّك من بابها
و إياك من ندم بعدها * و تأميل اخرى و أنّى بها ؟اگر [ براى پيروزى ] بر دشمن فرصتى به دست آمد ، تمام همت و تلاش خود را براى بهره بردن از موقعيت به كار گير . اگر از در فرصت وارد نشوى ، دشمنت چنين خواهد كرد . در اين صورت ، نبايد از گذشته پشيمان شوى و آرزوى [ به دست آمدن مجالى ] ديگر را داشته باشى ، كه موقعيتى ديگر كجا است ؟ ! شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 9 ، ص 360 .