تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
گفتار و رفتار خود نيك و راست باشد . معيار متهم كردن و عدم اعتماد هم فساد محيط زندگى و فراگير شدن فريب و درويى در آن است .

پيامبران و تحول جامعه

دانش جامعه‌شناسى و مطالعات تاريخى ثابت كرده است كه انسان ، فرزند جامعه خويش و محيطى است كه در آن زندگى مىكند . ازاين‌رو ، خواسته يا ناخواسته از آن تأثير مىپذيرد . بالاتر اين‌كه اجسام بىجان با تغيير وضعيت ، دگرگون مىشوند . [ براى نمونه ] فولاد در شرايط مناسب تبديل به بخار مىگردد . پيامبران و فرستادگان الاهى ، حقيقت ياد شده را از طريق وحى دريافته‌اند . ازاين‌رو ، خداوند آنان را به همراه آيين‌هايى مىفرستد تا وضعيت جامعه را به طور ريشه‌اى تغيير داده و آن را به سمت شرايطى بهتر و كامل‌تر پيش برند . بحث‌ها و گفت‌وگوهاى پيامبران مصلح با صاحبان مكنت و محافظه‌كاران بر همين محور شكل مىگرفت و آيات قرآن به روشنى بر اين مطلب دلالت دارند . از جمله مىفرمايد : « و بدين‌گونه در هيچ شهرى پيش از تو هشدار دهنده‌اى نفرستاديم مگر آنكه خوشگذرانان آن گفتند : ما پدران خود را بر آيينى [ و راهى ] يافته‌ايم و ما از پى ايشان راهسپاريم . گفت : هر چند هدايت كننده‌تر از آن‌چه پدران خود را بر آن يافته‌ايد براى شما بياورم ؟ ! گفتند : ما [ نسبت ] به آن‌چه بدان فرستاده شده‌ايد كافريم . » « 1 »
هامش
( 1 ) .وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ * قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكُمْ بِأَهْدى مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَيْهِ آباءَكُمْ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَزخرف / 43 : 23 و 24 .